سلام من به دست های گچی

   شیمی درس می داد مان، با مخلفات آزمایشگاه ش.جوان بود و تازه آمده بود معلمی،تیزهوش و شاد و خلاق و دوست داشتنی.

حرف از دهن آدم درنیامده روی هوا می گرفتش،این زود گرفتنش خیلی نعمت  بزرگی بود آن هم در مدرسه ای که یک سؤال از معلم های دیگر داشتی آن قدر باید توضیح می دادی که خودت پشیمان می شدی.

کتاب خوان بود و کتاب شناس،نه فقط شیمی که  همه ی آن کتاب هایی که ما دوست داشتیم و تشنه شان بودیم.

سال بعدش ارشد قبول شد و رفت .یک بار برداشتم برایش نامه نوشتم که جایش توی مدرسه خالی ست،یادم نیست ولی احتمالاً کلی مزه پرانده بودم و نمک خرج کرده بودم که برداشته بود جواب داده بود:سلام من به دست های گچی،به لپ های گلی،به خنده های یواشکی،به شیطنت های میز و نیمکت ها ... به تو،به زهرا،به سیما ،به لادن که نمی دانی چقدر دلتنگ تان شده ام.

بعد باز من نوشتم،باز او نوشت ،دوسال بعدش نوشتم  که "کی برمی گردید؟"نوشت که "دکترا قبول شده ام و تا تمام شدن این هم برنمی گردم".

یک جایی این نامه نگاری ها تمام شد ،ولی من حفظ بودم تک تک کلمه هایش را،حتا پیچ و خم دست خط روانش را ،حتا بوی کاغذهایی که می فرستاد را ...

دیگر ندیدمش،

تا یک ماه پیش،یک روز آمدم توی اتاق دیدم یک نفر نشسته دارد با همکارم حرف می زند،چهره اش رو به من نبود، هرچند اگر بود هم شاید حافظه ی تصویریِ خنگ من به جا نمی آورد،نشستم ،دیدم صدای این آدمی که دارد حرف می زند خیلی آشناست،

خیلی خیلی آشناست،صدا به وجد می آوردم،یادم آمد.

چهره اش عوض شده بود ،و جالبش این بود که من را یادش نمی آمد،فقط می گفت "چهره ات برایم آشناست،حتماً شاگردم بودی"، سعی کردم یادش بیاورم نامه ها را،جمله ها را ،خاطره ها را،آدم ها را...سری تکان داد و گفت یک چیزهایی دارد یادش می آید.

مثل یخ وا رفتم ،دست گرمش را توی دست سردم فشردم و گفتم که دوستش داشتم و روزهای مدرسه ی من با یکی مثل او روزهایی فراموش نشدنی شده اند ...

/ 10 نظر / 6 بازدید
مسیر

سلام عجب عطشی هستی ها!

مریم

مامان خانم شما هم معلم است!

ehsan

خواندم.

ضحی

یه روزی وختی پیرشدی و آپ نکردی می ری تو یه وبلاگ می بینی یه نفر نوشته : یه وبلاگی بود این طوری و او ن طوری و روی نوشتن من تاثیر گذاشت و من هم هی نوشتم و هی نوشتم ...تا دفترم تموم شد مامانم گفت برو وبلاگ بزن

مامان درسا

بعضي از معلم ها تا ادمي عمر دارد به يادشان هست و مديونشان خوش بحال كسي كه در زندگي معلم هاي اينچنيني بيشتر دارد روز معلم برشما هم مبارك ان شااله حرفها و اخلاق شما هم براي شاگردانتان عمري شود[گل][گل]

م.ه.م

بعد از سال‌ها طرف رو دیدی و اون یادش نمیاد،اینجاست که آدم می‌مونه که سعادت است یا شوربختی :دی موفق باشید سلام

حرّاف

سلام خسته نباشی نوشته هات عالی ءن! مخصوصا اونیکی راجبه زن و شوهرا نوشته بودی واقعا چجوری اینجوری میشه؟ ولی من که فقط و فقط از مربیه ژیش دبستانیم خوشم میاد انقدم دلم براش تنگ شده آخه چیزی حدود 15 ، 16 ساله ندیدمش هی یادش بخیر