بوسیدمت؛ لب و دهنم بوی گل گرفت

آن هایی که بلدند خوب باشند، که بلدند؛

آن هایی که بلدند جوری زندگی کنند که هر روز صبح، باران برایشان ببارد و روح شان را تازه کند و برویاند، که بلدند؛

آن‌هایی که بلدند جوری با زبان و دست و چشم‌شان زندگی کنند که دگمه‌ی پیراهن‌شان هم بوی بهشت بدهد، که بلدند؛

آن‌هایی که لب‌ها و چشم‌های شان را قرآن قشنگ کرده، که قشنگند؛

آن‌هایی که بلدند دم به ساعت قربان صدقه خدا بروند و پناهنده‌ی مدامِ آغوشش باشند، که بلدند؛

اما

رمضان، مال ماست که این‌کاره نیستیم، مال ما که وسط میان‌مایگیِ خودمان ایستاده‌ایم و داریم حساب کتاب روزه‌های قضای سال پیش را هنوز تا دقیقه نود می‌کنیم و به گرما و روزهای بلند فکر می‌کنیم و این‌که امسال را چطوری روزه بگیریم و ساعت کاری‌مان را چه کنیم و این گره‌های ریز و درشت زندگی‌مان را با چه تدبیر و ترفندی باز کنیم و ...

مایی که غبار خودمان آزارمان می‌دهد و می‌دانیم که مهجور از قرآنیم و خسته‌ایم و لباس نو نداریم و دست و چشم و پا و دل‌مان لک لکی شده و ...

مایی که ماییم با حسادت‌ها و بدخلقی‌های ریز و درشت‌مان و فک زدن‌های بی موردمان و حجم غربت روی سینه‌مان...

بعد وسط این شلوغی‌ِ خودمان -بی که به استقبال رفته باشیم- ماهِ نو اش، به ناز می‌نشیند قاب آسمان و اولین سحرش از خواب پریشان صدای‌مان می‌کند که : خوبی عزیزم؟...

ما؛ همین مایی که همان سحر اولش، می زنیم زیر گریه و روی ماهش را بوسه می‌زنیم که از یادمان نبرده هنوز...

 

+ عنوان مصرعی از شعر سعید بیابانکی.

/ 9 نظر / 13 بازدید
مسیر

ماکه لک لکی شده ایم! [گل] دعا هم که التماس نمی خواهد!

مسافر

به یادت هستم به یادمون باش د رپناه خدا [گل][قلب]

انفرادي

اوهوم

سناء

"که این‌کاره نیستیم" آخ..

سیاست خارجی

با مطلب: صلح و جنگ شاید هم جنگ و صلح!!! در وبلاگ Foreign Policy بروز هستیم.... http://foreign-policy.blogfa.com/post/26

آسمان

با پاسخ به یک شبهه در مورد چادر به روزم

تسنیم

سلام عطش عزیز طاعات قبول خیلی وقت بود نیامده بودم اینجا یعنی توفیق نداشتم خوشحالم می‌نویسی پاینده باشی یاعلی

حافظ

قشنگ بود....

الهدی

سلام یکی از بهترین هایی که برای ماه مبارک خوانده ام.... چقدر حرف ما آدم های نابلد را خوب زدی خواهر برای آخرین سحرش هم بنویس لطفا....