دیالوگ

- گشنمه!

-واقعاً گشنته یا داری بهونه می‌گیری؟

- دارم بهونه می‌گیرم!

- آها!خب پَ هیچی

/ 9 نظر / 6 بازدید
یه مامان

کاش گشنش بود[ابرو] خوشحالم که دوباره مي‌نويسيد[لبخند][بغل]

مسافر

نه اگه گشنه اش بود پ هیچی حالا که بهانه میگیره بیشتر باید ته و توشو در اورد بحرانیتره فکر کنم در پناه خدا [گل][قلب]

آيه

بهونه چي رو ميگيري طفلکي؟

آيه

بهونه چي رو ميگيري طفلکي؟

هیئت سایبری الرحمن

ارباب امسال تو دست مرا بگیر و مگذار فکرم از چادر خاکی مادرت جدا شود ، یاریم کن تا از عشق بیاموزم ... هم هیئتی سلام! بیرق عزای محرممان را برافراشتیم صدای ارباب در گوش ها می پیچد ... هل من ناصر ینصرنی؟ نکند جا بمانیم ... پس بسم الله!

حکیم

اه آخرش چه بد تموم میشه ...

یک من

سلام. من یکی از همون رهگذرهام. بپرسید!!

مسافر

رفتم آرشیو وبلاگت رو خوندم بهمن 85 ده روزه ای که برای دهه اول نوشتی نمینویسی بانو ؟ در پناه خدا [گل][قلب]

ehsan

خواندم.