فکر کردن با صدای بلند

توی خانه بودن با همه خوبی‌ها و امن بودن و آرامشی که دارد و آدم برای خودش پادشاهی می‌کند اما راستش اعتماد به نفس را در مواجهه با بیرون خانه انگاری کم می‌کند. دیروز که بعد مدت‌ها حبس خانگی،رفتم کتابخانه عمومی کتاب بگیرم یا بعدش رفتیم دندان پزشکی و داروخانه برای دندان برادر، احساس دست و پاچلفتی بودن داشتم، احساس اینهایی که از توی غار بیرون آمده‌اند،یا وقت خریدن یک بطری شیر دیدم چقدر دعوا دارم با فروشنده! چه خبر است خب؟حالا شیرش تاریخ گذشته یا هرچی،نخر!چرا می‌جنگی با مردم؟

/ 5 نظر / 13 بازدید
قاصدک بارون

درد ما رو پس فهمیدی بالاخره :))) ولی خوبه...آدم انگار معصوم تر می شه. یا یه همچین چیزی(اگه گیر ندی به معصوم)

مسافر

از بدیهاش نیست به نظرم بیرون بودن این روزها خیلی هم .... انگار خیلی وقتها روح آدم چرکین میشود هوا آلوده است همه جوره بدجور در پناه خدا [گل][قلب]

؟

در خانه بمان حتی اگر دست و پا چلفتی شوی!بیرون سیل است،زنده بمانی بهتر است!

سناء

راست میگه قاصدک بارون... یه چیزی تو مایه های سادگی و معصومی

عطیه

منم بیشتر از یه ماهه از خونه بیرون نرفتم. هر چند خوبه ولی نمی دونم واقعا بعدش که بخوام دوباره برم از خونه بیرون چی پیش میاد و چه جوری می شم!