پس لرزه ی"یک نامه خصوصی"

 بر اساس یادآوری های وارد شده از سوی رفقا در مورد واقعی نبودن نامه امیر کبیر به ناصر الدین شاه که اینجا آورده بودمش به بی اطلاعی خودم اعتراف می کنم ،انگار راستی راستی این نامه یک جورهایی حرف گذاشتن توی دهان میرزا تقی خان فراهانی بوده است . در همین راستا مراتب ضایعگی خویش را از درج نامه جعلی اظهار می دارم و دو  تریلی شاخه گل سپاس می فرستم یکی  ساری برای "شیوا" به خاطر دقت نظرش و یکی مشهد برای همکلاسی ام "احسان" که زحمت فرستادن متن زیر را کشید . در ضمن سپرده ام شاخه گل های تریلی دومی را با رشته های پیچ و واپیچ و رنگ وارنگ DNA  و RNA  تزئین کنند ! تا من باشم دیگر اسناد و نامه های خصوصی ملت را افشا نکنم ...  

 

                                                                                                                باقی بهارت....

نشانی :مجله بخارا / شماره ۳۱/ایرانشناسی/ نویسنده :ایرج افشار

۱- خط در مقایسه با خطوط مسلم الصدور امیرکبیر که بارها چاپ شده است بی دغدغه  گویاست که جعل است.

۲- شیوه خط و پیچ و خم کلمات آن گویای تازه نویسی و ناشی گرانه نویسی است.

۳- هیچ رجل اداری و دیوانی عصر قاجاری ،حتی بقال های طهران در عصر امیرکبیر طهران را تهران - که ساخته و پرداحته عصر بعد از احمدشاه است - نمی نوشتند تا چه رسد به میرزا تقی خان فراهانی .

۴- خطاب کردن شاه وقت هرچند نویسنده عریضه امیرکبیر یا قوام السلطنه یا دکتر مصدق باشد ،آداب و رسوم خاص و الفاظ معینی داشت .استعمال (قربانت شوم ) برای طبقه خاصی بود .امیرکبیر عبارتی کمتر از (قربان خاک پای همایون مبارکت شوم) نمی نوشت.

۵- امیرکبیر بالای عرایض خود (هو) می نوشت.

۶- او معمولاً در ختام نامه می نوشت :الامر همایون مطاع مطاع ،نه این که بی ادبانه بنویسد :تقی!

۷- در اوایل عصر ناصری کسی را که لقب موثق الدوله داشته باشد ندیدم که حکومت قم داشته باشد ...

 

                       

                                                                                                    

/ 6 نظر / 9 بازدید
ehsan

خواندم

پیچک سر به هوا

سلام چن پستی یه که آپ کردینو نرسیده بودم بخونم شون،صفحه رو پایین دادمو خوندم شون... خب... دربارۀ این پست اخیر یه هو احساس کردم بعد از خوندن ش دل م پر از حرف شد...اما حرف م نمی آد...یه حسی رو تو وجودم تحریک کرده که... فقط یه حرفی رو خصوصی و در گوشی می خوام بگم و اون این که خوندن این مطلب تون،بیش از پیش دلمو قرص کرد به کونو دعات الناس بغیر السنتکم... یا علی مددی

شادی

خدا خیرت بدهد خواهر!‌ من این مطلب را که به امیرکبیر نسبت داده اند را بارها شنیده‌ام و خوانده‌ام. حالا بخارا نوشته که غلط است. حتما غلط است که بخارا نوشته! از این اطلاع رسانی مفید متشکریم.

شيوا

گل‌ها رسيدند. ما هم تریلی را از شکوفه‌ی درخت نارنج پر کردیم و بازفرستاديم! قربانت: شیوا از شوخی گذشته،‌ يک شيشه مربای بهار نارنج طلبت!