در من کسی ست پنهان

در من کسی نشسته هر لحظه آماده اقرار

دست هایش را بسته ام ،دهانش را بسته ام ،

رد طناب روی مچ دست هاش دیر وقتی ست که زخم انداخته

بسیار می آزارمش و...

و بسیار دوستش دارم.

/ 4 نظر / 8 بازدید
قاصدک

اینهمه دوستش داری و باز آزارش می دهی؟ من اگر جای او بودم...فرار...نه! یاد شبلی افتادم که سنگ میزد به کسانی که گفته بودند دوستش دارند.آنها هم فرار می کردند.شبلی هوار می زد و می گفت:دروغگو ها! اگر دوستم داشتید به سنگ زدنم هم صبر می کردید.... پس من اگر جای "او" بودم فرار نمی کردم صبر می کردم تا روزهای خوش از راه برسد...

ehsan

خواندم.

ارژنگ

پروردگارا به من آرامش ده تا بپذیرم آنچه نمی توانم تغییر دهم، دلیری ده تا تغییر دهم آنچه را می توانم تغییر دهم، بینش ده تا تفاوت این دو را بدانم، مرا فهم ده تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند. وبلاگ قشنگی داری. اگه وقت کردی به منم یه سر بزن[گل]

کمرو

اینجا کسی است پنهان مانند قند در نی شیرین شکر فروشی دکان من گرفته جادو و چشم بندی، چشم کسش نبیند سوداگری است موزون میزان من گرفته ...