سه نقطه

ظرف ام کوچک است،

 

رنج ام زیاد ،

 

یا آن را قدری بزرگ کن،یا این را قدری کم

/ 9 نظر / 7 بازدید
سحر

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق ديوانه كه بودم در نهانخانه ي جانم گل ياد تو درخشيد باغ صد خاطره خنديد عطر صد خاطره پيچيد....سلام خوبی وب قشنگی داری ممنون میشم از وب منم دیدن کنی خیلی خوشحال میشم...[گاوچران]

رها

جانا سخن از زبان ما می گویی ..

مريم

بی تو مهتاب شبی،باز از آن کوچه گذشتم/فکر نکن یاد تو بودم،ول بودم بیکار می گشتم!

مريم

اعظم جان،مي توني كد پستيت رو بهم بدي؟كد پستي كفايت مي كنه براي ارسال مرسوله!

ehsan

خواندم.

حضورناپدید

پست قبلیتون به دل نشست و شکست

هاجر

دارد بزرگش می کند دیگر!

قاصدک

جامم تهی است و تشنگی ام مدام یا آن را پر کن یا این را تمام...

بسیار زیبا