اخلاق و موبایل

 استاد خوب ما،مقاله‌ای گذاشته توی دامن‌مان با عنوان "اخلاق و فناوری‌های نوین ارتباطی"یا یک چیزی توی همین مایه‌ها.

آخرین باری که دیدمش دیدگاه‌های خودش را شفاهی گفت و خواست که به متنم اضافه کنم.آن روز حال خوشی نداشتم و چیز زیادی از حرف‌هایش یادم نمانده،فقط این خاطرم هست که مثال موبایل را زد و گفت در ارتباط های رودر رو یک چیزهایی خط قرمز هستند و معمولاً افراد در ارتباط با هم ،خود را ملزم به رعایت آن‌ها می‌دانند در حالی که وقتی به فناوری هایی مثل موبایل و اینترنت و ...می رسند خیلی راحت از آن‌ها رد می شوند.کلیپ‌های روی گوشی‌ها و تصاویر و ... هم احتمالا از مثال‌هایش بوده.

مقاله که از آن روز ناتمام مانده و خودش برایم شده یک قورباغه‌ای  ،ولی از آن قورباغه‌تر هم دارم که ارتباط مستقیم با موضوع مقاله دارد.

یک آقای محترمی بود که یک جایی همکار ما بود.من او را زیاد-گرچه نه کامل-می شناسم،او هم من را همین قدر می شناسد،از نظر من آدم سالم و قابل اعتماد و بااخلاقی به حساب می آید،وقتی که رو در رو صحبت می‌کردیم خیلی آداب را رعایت می‌کرد،حتا در انتخاب کلماتش وسواس به خرج می داد ،هوای نگاهش ،طرز نشستنش و خیلی چیزهای دیگری ازین دست را داشت.

مدتی‌ست که ایشان رفته جای دوری ،و از قرار دیگر  بعید است که اینجا باشد و هم را ببینیم .حالا هم گاهی با موبایل پیام می‌فرستد،ولی دیگر در پیام‌هایش چندان خبری از آن آداب رعایت کردن‌ها که گفتم نیست،نه تنها نیست بلکه جوک‌هایی می فرستد که من از فرستادن آنها برای دوستان خانمم هم معذورم.اولین بارهایی که می دیدم از تعجب چشم هایم گرد شد.نمی‌دانستم باید چه کنم،باورم نمی‌شد این همان آدم مؤدبِ با اخلاقی که می‌شناختم باشد،مشورت خواستم از بعضی رفقا،مریم که -قریب به مضمون -گفت فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا!

اون یکی مریم هم گفت زنگ بزن و بگو که تمایل نداری این حرف‌ها رو ازش بشنوی،زهره گفت به روی خودت نیار،بهاره هم کلی خندید به‌م...

دست آخر به رویش هم آوردم و خواستم که لطف کند و دیگر برای من چیزی نفرستد،تا چندهفته تأثیر داشت و بعد دوباره رفت سر همان پله ی اول...

تصورم این است که ایشان پیام‌هایش را برای گروهی از مخاطبین می‌فرستد،ولی همه‌ی ما در فهرست دوستان و اشنایان‌مان دسته بندی‌ای داریم و بر اساس شخصیت،علاقه،نوع رابطه و حتا جنسیت آن‌ها برای‌شان ایمیل یا پیام می‌فرستیم.

دلیلی که برای این تغییر رفتارش در ارتباط رودررو و ارتباط‌ موبایلی به ذهنم می‌رسد این است که همدیگر را نمی‌بینیم.چشمی به کار نیست که به وقت دیدن بداخلاقی از دیگری گریبان نگاهش را بگیرد،ارتباط کاری و درسی و دوستی‌ای حتا در کار نیست که طرف از به خطر افتادنش نگران باشد ،یک مدل سربه سر گذاشتن برای سرگرمی شاید،یک نوع شیطنت بچه‌گانه شاید...

همین‌طور است رفتار افرادی که در همین وبلاگ‌های خودمان پشت یک اسم مجازی سنگر می‌گیرند و گمان می‌کنند وقتی کسی نشناسدشان هرطور که دل‌شان می‌خواهد می توانند رفتار کنند و هرچه میل دارند بر زبان مبارک جاری کنند.

هرچه هست خوب نیست،در مورد ایشان دست کم ،در شأن شخصیتی که من ازش در ذهنم داشتم نیست،و عجیب است ادب‌ها و اخلاق‌ها و حریم‌هایی که فقط با عوض شدن نوع وسیله ارتباطی از میان می‌روند.

بد نبود این آقا را می‌شد قاب شیشه ای گرفت و به جای مقاله رفت گذاشت روی میز استاد و روش برچسب زد:اخلاق در موبایل (مطالعه موردی:فلانی)!

/ 12 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رجبعلی محبی

موبایل، تکنولوژی‌ست؛ logy (منطق، بینش، فرهنگ)اَش اما باید قبل از teqnick(تکنیک)اَش، وارد/ساخته شود. پ.ن: اینقد خسته‌ام که دیگه حالش نیست صحت اسپل تکنیک و لوژی را چک کنم!

مسافر

نميدونم انصافه يا بي انصافي اما من شخصيت وافعي آدمها رو همين خلوتاشون ميدونم ، همين فضاهاي خصوصي و ناپيداشون و واي اگه مثل اين آقا از حيا و حجاب خارج بشه و علني بشه ، چون اون مخفي بودنش گرچه نفاقه ولي يه چيزي هست بين تو و خدا (ايمان ميخواد واسه تركش ، اعتقاد به حضور حدا در تمام لحظه ها ميخواد تركش) ولي اين ميشه پرده دري ، اين ميشه ..... متاسفانه زياد هم هست ..... يه زماني يه تحقيق شخصي ميكردم ( يه مدت محدود )‌در مورد چت رومها و شخصيت آدمها تو دنياي مجاز ، حالم به هم ميخورد وقتي آدمهاي چند چهره ميدم (البته هيچكدومشون رو نديدم ) ولي اونجور كه خودشون اظهار ميكردن ظاهر و باطنشون خيلي متفاوت بود مثل هميني كه نوشتي و بد تر از اون خداوندا از باقي كه بگذريم "يادم از كشته خويش آمد و هنگام درو " در پناه خدا [گل][قلب]

رجبعلی محبی

یکی از مطالب‌تون رو گذاشتم تو باکس مهمان خاکستری‌ام. راضی باشید.

راوی

سلام طرح عزلت زدایی غدیر با عزلت زدایی از متن مغفول خطبه ی غدیر ... ما از همه ی خادمان ولایت و نوکران و گدایان و شاهان عالم دعوت میکنیم تا قدمی کوچک برای غدیر بردارند و از آنجا که میدانیم هر دلسوخته ای از کوچه دلش ذوب میشود و بی بهانه میخواهد برای مولایش قدمی هر چند کوچک بردارد از شما مخلصانه و عاجزانه دعوت میکنیم تا خطبه ی غدیر را که مغفول مانده همچون خود غدیر به عنوان پستی برای این ایام در وبلاگ خود قرار دهیم ...منتظران اگر میتوانید این کار را انجام دهید دریغ نکنید این کمترین کاری است که از ما بر می آید ...

سطلیات

سلام عیدتان مبارک یک فایل برایتان فرستادم. رسید؟

عبور

سلام با شما موافقم .البته ممکن است به تازگی محل جدید کار ایشان یا کسانی که این بنده ی خدا با آنها در ارتباط است و یا شده نوعی از این دست اند که ذکرشان کردید. این روزها ما آدمها بیشتر از این که تاثیر گدار باشند تاثیر پذیر شده اند.

mohsen

بزرگترين و بروزترين رسانه موسيقي و فيلم وعکس حتما يه سر بزن پشيمون نميشي در ضمن اگه آمار وبلاگت بالي 500 بازديد در روز اگه مايل بودي ميتونيم تبادل بنر کنيم منتظرتم

نجوا

كم نديده ايم از اين چيزها،‌ از فضاي مجازي تا همين گوشي هاي موبايل و حتي پاي تلفن. باز خدا رو شكر ميكنم كه سعي كردم خط قرمزهاي فضاي حقيقي ام تا قدر زيادي به اين فضاهاي مجازي بياورم و هرچند كه پشت اسم مستعاري هستم، اما خودم را جداي از آن نميدانم. همه ش هم فكر كنم همان است كه خودت گفتي؛ تأثيرِ دورشدن از نگاه است. اين را از آنجا ميگويم كه خيلي ها براي اينكه زود طرف شان را بشناسند يا حس و حالش را بفهمند، ميخواهند از اين فضا بپرند بيرون (حالا هم جنس و غيرهمجنس ش را كاري ندارم ها، در هر دو هست) و بعضي كه ميترسند از لو رفتنِ منِ واقعي شان، دور ميكنند خود را از ديدارها؛ اگرچه ممكن است براي دور شدن از ديدارها دلايل و خط قرمزهاي ديگر هم باشد (:

خیس باران

آدم ها را در مواجهه با خودشان باید شناخت البته اگر مقدور می بود ... کم ندیدم از این دست آدم ها[ابرو]