خواب ناز

دلش درد دارد و طبق معمول این شب‌ها مدام ناله می‌کند، باز خدا خیرش بدهد که از آن گریه‌های ممتدِ یک نفسِ دهن سرویس کن ندارد وگرنه با دست و پایی که گم می‌کنیم چه می شد.

وسط ناله‌ها یک ذره هم -پیام بازرگانی طور- چشم‌ روی هم می‌گذارد و می‌خوابد، مثل ابر بهار توی همان خواب کوتاه هم می‌خندد و هم با بغض تا مرز گریه می‌رود.

با درماندگی و خستگی سرم را می‌آورم نزدیکش و یک گوشه‌ای از بالش کوچکش جا می‌دهم. خواب او من را هم با خودش می‌برد. اول می رویم یک‌جا که پر از کبوتر است، کبوترخانه یا به قول ما کفترخان دیده‌اید؟ همان شکلی‌ها. کبوترها می‌آیند روی شانه‌اش می‌نشینند و با پرشان لپِ تازه روییده‌اش را ناز می‌کنند، یک وری می‌خندد، صدایی می‌آید و کبوترها همگی با هم بال می‌زنند و پر می‌کشند، بغض می‌کند و لب و لوچه‌اش آویزان می‌شود.

آن‌ور تر چند تا درخت دارند با هم حرف می‌زنند، یکی‌شان سیب سرخی از لای موهای سبزش در می‌آورد و به صورت او نزدیک می‌کند، از خودش صدا درمی‌آورد که او بخندد، درخت چندبار این کار را می‌کند و بعد نازش می‌کند و می‌گوید باید با دوست‌هاش بروند لب چشمه آب بخورند. لبخند می‌رود و لب و لوچه‌اش آویزان می‌شود باز.

چند تا پری دارند از آسمان بالای سرش رد می‌شوند، یکی‌شان می‌گوید: ئه، این همون بچه‌هه س! یادتونه؟ بقیه می‌گویند که یادشان نیست. اولی می‌گوید که مأمور بازی کردن و خنداندنش بوده قبل از این‌که به دنیا بیاید. جلو می‌آید و انگشتش را می‌گذارد روی چانه اش، بعد شکلک‌های بامزه در می‌آورد، بچه ذوق می‌کند و طولانی می‌خندد،صورتش چه با خنده قشنگ‌تر می‌شود، پری‌ها باید برای کاری برگردند بالا، پری پیشانی‌اش را می‌بوسد و با لبخند خداحافظی می‌کند، او بلند می‌زند زیر گریه، بیدار می‌شویم..

/ 13 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیوا

چه خواب نازی واقعا! خدا قوتت بده این سه چهار ماه اول رو رد کنی دیگه تمومه

مسیر

روزهای اولِ اولی، هی دلداری مان می دادند که تا 40 روز خوب می شود، بعد گفتند 6 ماه، بعد که خواستند چیزی بگویند؛ گفتم من تا چهل سال را رفتم! و در عوض همه ی این ها؛ پری ها برایت چیزهایی می آورند بی صدا برای دل و روحت، افزون و به کام!

قاصدک بارون

[گریه] من دلم بچه چوچولو می خواد. ازینا که خواب بهشت رو می بینن همش.

قاصدک بارون

جدیدا محمدجواد خواب مسجد می بینه و توی خواب اذان میگه. محمدیوسف هم خوابهاش رنگ و بوی آرزوهاشو گرفتن. مثلا میگه خواب دیدم آتش نشان شدم رفتم بالای یه نردبان بلند [فرشته]

انفرادي

:)

لیلا

بهشت زیر پای مادران است ... [گل]

زيبا

سلام دوست عزيز وب لاگ خوبي دارين خوشحال ميشم به وب سايت منم سر بزنيد وب سايت همسريابي با بيش از 250000 هزار عضو ايراني از تمامي شهرها و بالاي 2000 نفر آنلاين با ثبت نام رايگان دايره انتخابتان را گسترده کنيد http://2mahtab.ir

محبوبه

ای جون دلم [قلب][ماچ] هنوز گاهی خواب کوچولوییای پسرمو می بینم نمی دونم چه جوری این همه سختی بعدن میشن شیرین ترین خاطراتمون ! ولی میشن [چشمک]

پیچک سر به هوا

:)

الهدی

بانو جان یا بخوابونش بیا بنویس برامون ، یا یک دستی تایپ کن! ضمنا عکس هم می خواهیم :)