مرگ حق است تبسم کن و بگذر قیصر...

می نویسی "پنج شنبه ی آخر سال است" و من یاد آن قسمت خانه سبز می افتم که پنج شنبه ی آخر سال بود و حبیب بود انگاری و حبیب نبود.

می نویسی "پنج شنبه ی آخر سال است " و من می پرسم این چه دلی ست که تو داری ، چرا تلخی رفتن آن شاعر از دلت نمی رود؟

می نویسی " پنج شنبه ی آخر سال است" و من یاد همه ی خوب هایی که نیستند در دلم تازه می شود و می دانم که نزدیک بهار است.

می نویسی " پنج شنبه ی آخر سال است" و من ...

باقی بهارت...

 

 

/ 17 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رنجبر

بگذر ز ما و نگذار ما را در این بیابان/ای میر شهسواران..

هدی نگار

دو زلف یار ان قدر به هم نمی ماند/که روز ما و شب ما به یک دگر ماند...

گمشده در تاریکی

نمی شناسمش .فقط یکی از بچه ها امشب میگفت دو روزه که رفته تو کما.گمونم 20 سالشه و یه بچه ی کوچولو هم داره . می دونم مرگ حقه ،اما ...

زهرا

ممنون که باز هم با حضور گرمت بلاگ ساده ی منو روشن کردی. و به قول خودت : باقی بهارت...

مریم

خوشحالم که می بینمت. فکر کنم دلم این مدت هوایت کرده بود

هدی نگار

این دهانی که ما در نظراتمان دیدیم،نشانی از سرویس شدگی نداشت.. ولی جدا آفرین به این حافظه.

بانو

هر طور مایلید.به هر حال:صلاح خسروان خویش،مملکت دانند!! از ما گفتن!

نرگس

سلام به اعظم خانوم گل من هوای بهار به مشام خورد گفتم شاید برگشته باشی اومدم دیدم بابا خیلی وقته این کارو کردی خوش اومدی بهاری باشی[گل]

ستایش

ساغرت از باده گلهای سرخ گلگون بود در بهاران ریشه ات سیراب از جیحون بود چون بشارت میدهد بر شاخساران مرغ حق روزگارانت به حق و روزی ات افزون بود پیشا پیش... سال نو مبارکتان باد[گل]