بوسه بر دست های تو

صدای شیر آبی که تو بازش کرده باشی یک جوری آرامش بخش است

تق و توق ظرفی که با دست های تو از  آشپزخانه می آید به آدم اطمینان می دهد که زندگی جاریست

صدای هولناک ماشین لباس شویی فقط وقتی دکمه اش با دست تو روشن شده باشد عشق است

چای ای که تو دم کرده باشی یعنی که ما چه خوشبختیم

خانه که هستم هی ظرف ها را می زنم به هم تا تق و توق شان را بشنوم،هی شیر آب را باز می کنم و به صدایش گوش می دهم؛چای دم می کنم و سعی می کنم تست کنم ببینم آن اطمینان و آرامش و آن "زندگی در جریان است"را دارد یا نه،و می بینم که ندارد،از این من خامی که من هستم تا تو راه زیادی ست.

روز مادر نیست ولی امروز نمی دانم چرا یادم افتاد که چقدر دوستت دارم.

/ 5 نظر / 8 بازدید
فاطمه

اینجارو به لطف ار اس اس ها دنبال میکنم. فکر کنم اولین بار است کامنت میگذارم. شاید چون وقتی دور از مادرت باشی انگار همه روزها برایت روز مادر هستند. این پست دست روی دلمان گذاشت!

ehsan

خواندم.