هرکسی از ظن خود ...

  جایی که من الان هستم همیشه یک ویژگی ثابت دارد، آن هم این که خبری یا بازتابی از اتفاق های سیاسی اجتماعی مملکت درش نیست،حالا واکنش که دیگر هیچی،حرفش را هم نزن.

مثلاً اگر یک بروشور کوچولو دربیاید که کمی بوی قرمه سبزی بدهد،فی الفور در عرض سه سوت جلسه هیأت رئیسه تشکیل می شود که حالا چه کارش کنیم!این وری و آن وری اش هم خیلی فرقی نمی کند.

یا مثال دیگرم این است که در جنگ غزه که دیگر گنجشک های خیابان  هم به خاطرش راهپیمایی می کردند این جا درست وقتی یک تکانک هایی به خودش داد که فرداش جنگ غزه تمام شد.

حالا در یک همچین جایی آدم حق دارد وقتی صبح از در که می آید تو بنر عریض و طویل  "میرحسین موسوی،نخست وزیر محبوب امام " ببیند ،چشم هایش را بمالد و شاخ دربیاورد، نه؟

البته این جایی که من هستم اگرجایی باشد مثل دانشگاه آزاد،معماهایش با یک دو دوتا چارتای کوچولو حل می شوند!

 

پی نوشت:

نمردیم و یک یادداشت انتخاباتی هم از خودمان در وَکِردیم!

 

/ 10 نظر / 8 بازدید
مریم

سلام اعظمی.این یادداشت پایینت خیلی چسبیدممنون. در مورد بلاد کفر هم که فعلا اسلام و "مسلمین"(!) دستمون رو بستن.فعلا باید زور بزنیم یکی دیگه رو از ظلمات نجات بدیم![گل]

رها

[لبخند]

قاصدک بارون

آخ گفتیا...اینجا که ما نفس میکشیم هنوز هیچی نشده روی پیروزی کاندیداهاشون شرط بستن.نشون به اون نشون که بنر هاشونو روی هم می چسبونن. بنر زدن هم کار این پارچه نویسهای بیچاره را کساد کرده.من فعلا دلم برای اینها می سوزد.

انفرادی

میر حسین موسوی نخست وزیر محبوب امام... [متفکر] [لبخند]

انفرادی

اینجایی که ما هستیم هر کی هر کار دلش بخواد میکنه.. هیچی ام نمیچسبونن هیچ جا.. چونکه من بیکارم فعلا! دلتونم بسوزه!

خیس باران

به به...چه شود نوع دانشگاه آزادی اش را که گفتیده شده یکجورهایی تیری بود به هدف... اتفاقا ما هم یک جایی مثل جایی که شما هستید هستیم[چشمک] فقط بعضی وقتها می فکرم که انگار اینجا اصلا بخشی از مملکت نیست یا شاید هم دنیا!!! به گمانم حس یادداشت نویسی از نوع انتخاباتیمان شکوفا شد!! برویم به مجله مان برسیم از نوع ویژه انتخاباتی با کلی نسخه که برایمان پیچیده اند!! بعد هم وبلاگمان... فعلا ...رخصت[عینک]

پیچک سر به هوا

ماشالله چه قدر "اگر" بستین به خیک این یادداشت![ابرو]

نجوا

اگر خارجي نگاه كني و نداني آنجا كجاست، اگر آن آخرش رو نمي‏آورديد ميشد گفت ببين اوضاع چطور شده كه آنها كه بي خيالند يا مخالف اينجور حركت ها هم به حركت درآمدند... نميدانم اما! چه بگويم!؟! ...

ehsan

خواندم.

مسیر

کاش می شد توی این برگه رای ها نوشت کاندیدای مورد اعتماد در دسترس نمی باشد.