جسارت است...

دعا کن هرچه چشم تاریک است روشن شود،

به بوی پیراهنی

به خبر خوشی،

به خطی،

به مژه ای که روی گونه ای بیفتد،

به نامه ای ،

به مسافری...

/ 36 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا

به نداری /انا المهدی.../ از کعبه ای...

مريم

كامنتاي تورو تاييد نميكنم.مال خودمن! (2تا زن گنده عين بچه ها..! اسمايلي شريك جرم تراشي!)

زهرا

خب ما دعا کردیم.شما چرا نمیایی؟ خب همینه که آمار کامنت هات بالا می ره دیگه.می نویسی و میری به امان خدا...مام بلدیم ازین کارا

م.ه.م

هر روز به ما اگر كه سر هم بزنی بر ريشه‌ی خواب ما تبـر هم بزنی آقا تو كه خوب می‌شناسی ما را زنگ در خانه را اگر هم بزنی... موفق باشید سلام

یه مامان

با این اینترنت یه خط در میون نظر هم میدیم ثبت نمیشه شعر قبلی بوی آقا میداد و این یکی هم.....

برای خاطر آیه ها

سلام اعظمی زهرا و محمد یوسف را دیدم. چه خوردنی هم بود محمد یوسف! ذکر خیرتان هم بود جایتان بسی خالی.

راهی

نرگس گل زمستان است. زمستان است, گل نرگس نمی آیی؟[چشمک] سلام, خوبید؟ تا من دوباره افقی نشدم یه چیزی بگید خب[لبخند]

ننه نقلی

سلام ای یار مهربانم خواهر خوبم کجایی؟ اون حلسه ای که گقتی رفتی؟ خیلی دوست داشتم می بودم و می دیدمت ولی قسمت نشد.[ناراحت]

ننه نقلی

بابا بیا خودمون یه قرار بذاریم همو ببینیم این ترس و لرزمون بریزه[اضطراب][نیشخند]