از خواب تو بیدار شدم

مثل بچه‌ها که خواب‌زده می‌شوند،از خواب می‌پرند ،بهانه می‌گیرند،گریه می‌کنند،نمی‌دانند باید با کی دعوا کنند،کاسه کوزه را سر کی بشکنند،بد تا می کنند،حرف نمی ‌زنند،نق می‌زنند...ساعتی باید بگذرد تا آرام بگیرند،آن کولی‌بازی‌ها تمام شود،بشوند همان بچه‌ی قبل از خواب ...

/ 4 نظر / 7 بازدید
صبح روشن

بچه ها حافظه‌ی بلند مدت ندارند.. یک خروار خاطرات پشتش را هم. با این حال بیدار شدن خودش خوب است.. بیدار ماندن..

عطش

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم چشم بیمـار تـو را دیـدم و بیمار شدم فارغ از خود شدم و كوس اناالحق بزدم همچو منصور خریدار سر دار شدم غم دلدار فكنده است به جانم، شررى كه به جان آمدم و شهره بازار شدم درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روز كه من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم جامه زهد و ریا كَندم و بر تن كردم خرقه پیر خراباتى و هشیار شدم واعظ شهر كه از پند خود آزارم داد از دم رند مى آلوده مددكار شدم بگذارید كه از بتكده یادى بكنم من كه با دست بت میكده بیدار شدم

ehsan

خواندم.