دوباره ...

همیشه ،

همیشه وقتی به چیزی که خیلی برای به دست آوردنش خودم را خفه کرده ام ،

به لحظه ای که خیلی برای آمدنش  بال بال زده ام ،

می رسم ؛

غمی بزرگ ته روحم می نشیند ، سنگین و وسیع و فراگیر ...

/ 15 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هاجر

رتبه کارشناسی ارشدم خيلی خوب شد در حاليکه شک داشتم قبول بشوم. آن وقت فقط برای چند دقيقه ذوق کردم. بعدش تا چند روز افسردگی داشتم! از بس اين حس را تجربه کرده ام ديگر تقريبا هيچ چيز برايم آرزو نیست و نتيجه بدش اين است که برای رسيدن به هيچ چيز بال بال نمی زنم. از رسیدن هم لذتی نمی برم. فکر می کنم بايد يک نقطه ديگر را هدف بگيرم و دنبال همان چيزی باشم که هيچ وقت کهنه نمی شود اما مشکل اين جاست که نمی توانم! به همين سادگی. نمی توانم.

ehsan

خواندم.

هاجر

اعظم جان لطفا يک ايميل به من بزن. آدرس ايملت را ندارم.

سفير

هميشه يادمه سفرهايی رو که خيلی دوست داشتم برم ، همچین که شب رفتن می رسید دیگه دلم نمیخواست برم...دلم میخواست همونجا که هستم بمونم. از همین قبیل بود حکایت خونه عوض کردن و نقل مکان کردن و هر تغییر بزرگی تو زندگی.

مريم

راست گفتی. و خيلی خوب است که چنين حسی وجود دارد.دقيقا می فهميم لا تفرحوا بما اتاکم يعنی چه.

بادبادک

میدانم که چه می گویی. بعضی وقتها که با پافشاری چیزی را طلب می کنیم و وقتی به آن می رسیم جز شادی ثانیه ای غمی بر ما می نشیند که شاید بی معنا باشد. من برای خودم این جوری دلیل می آورم که شاید چون با زور بوده خدا به من داده. شاید اصلا صلاح نباشد خدا چون من خیلی پافشاری کردم به من داده. شاید... شاید من لیاقتش را ندارم. شاید من ظرفیتش را ندادم و من همیشه بعد یک احساس پشیمانی گنگ بهم دست می ده.

از رسيدن ديگه متنفر شدم.هيچ حسی بهم نمی ده جز اين که داغونم کنه و ... جزجز زدن های ما هيچ فايده ای نداره. ما فقط انرژی هدر می دهیم. چیزی که باید بشود میشود.

اعظم

رفیق بی نام! دیگه این جوری ام نیست،موضوع اینه که ما وقتی به چیزی که می خوایم می رسیم تازه می فهمیم که اونقدرها هم مهم نبوده و راضی مون نمی کنه ، همین !

ستايش

دقيقا...!! به نظر من نياز ها و خواسته های انسان زمانی محقق ميشن و به ثمر می رسند يا به قول شما آدم بهشون می رسه که حداقل يک گام يا يک پله نسبت قبل ترقی داشته باشه...اونوقت آدم به اندازه همون يک پله گستره ی ديدش نسبت به زندگی بازتر ميشه و شايد به همين خاطر که دست يافتش به نظرش کم اهميت جلوه می کنه تازه وقتی گستره ی ديد آدمی به زندگی بازتر می شه به همون اندازه خواسته مهمتر و بيشتری پيدا می کنه...ولی در کل هر خواسته و آرزويی در زمان و مکانش کاملا با ارزشه!