به دیدارت...به دیدارت

مثل وقت‌هایی که قند آدم میفتد پایین و باید یک چیز شیرین پیدا کنی و بگذاری دهنت،ضعف داشتم.چه ضعفی هم، هوا به قول پیامک فارس در آستانه دهه فجر دلپذیر شده بود و میشد زد بیرون، دلم خواست بروم پای منبری مثلا، حالا منبر هم نه،بروم به دیدن کسی که یک چیز شیرین داشته باشد، در کلامش،در نگاهش ... نداشتم کسی را،دلم خواست بروم دانشگاه،توی کتابخانه بازش بگردم شاید یک چیز شیرین پیدا کنم که این ضعف عجیب و غریب را بخواباند،زنگ زدم گفتند بین ترم است و پنجشنبه و کتابخانه تعطیل، رفتم کتابفروشی،آخرین بار عید نوروز بود که این‌طوری رفته بودم آنجا،یک ساعت وول خوردم توی قفسه ها،چندتا کتاب هم خریدم اما آن چیز شیرین یافت می‌نشد،به فروشنده گفتم از اقامجتباتهرانی بعد فوت‌شان کتابی چیزی چاپ نشده؟گفت نمیدانم،اگر هم شده ما نداریم.

نامه‌های کوفیِ سعید بیابانکی،گزیده اشعار فاضل نظری و چندتا کتاب دیگر به دست زدم بیرون،با همان ضعف مدام،راهم را از آوارگی گرفتم طرف خانه امام،در باز بود و سرود انقلاب و رفت و آمد و بوی اسفند و گل.

از حوض قلبی شکل فیروزه اش گذشتم و رفتم طرف اتاق محل تولد امام،کنار این اتاق در معماری قدیم خانه یک اتاقک  طراحی شده برای نماز و عبادت. یک محراب ساده هم دارد،اتاق اندازه یک نفر جا دارد با درچوبی. رفتم دو رکعت نماز خواندم،سلام دادم ...چشم آدم که خیس شود افتادن قند روحش کمی جبران می‌شود انگار.




خانه محل تولد امام برایم همیشه بوی زنده‌گی میدهد،یک حس آغاز و امید خوبی درش هست،آنقدر که اینجا را دوست دارم مرقدش را دوست ندارم،فکر می‌کنم امام هیچ وقت توی مرقد جا نشده است...

 

 

/ 10 نظر / 8 بازدید
منتخبان

[گل]سلام....وبلاگ خوبی داری.... به منم سر بزنید منتظرتون هستم...

بن‌نار

برای من هم همیشه خانه‌ی امام یا جماران و یا بهشت زهرا بیش‌تر از مرقد امام، بوی امام داشته... موافق‌م که انگار امام توی مرقد جا نشده باشد ... تعبیر خوبی بود

عطش شکن

تیتر از آوازی ست که انگار همایون شجریان خوانده: چنان مشتاقم ای دلبر...به دیدارت...به دیدارت

مسابقه وبلاگ نویسی

سلام شما به بزرگترین مسابقه وبلاگ نویسی دعوت شده اید . شروع مسابقه : دهه فج اجرا : گروه سایت های ایران رادا

مسابقه وبلاگ نویسی

سلام شما به بزرگترین مسابقه وبلاگ نویسی دعوت شده اید . شروع مسابقه : دهه فج اجرا : گروه سایت های ایران رادا

ehsan

خواندم.

قاصدک بارون

من همیشه به همه می گم اگه می شد یه خونه بسازیم حتما مثل خونه ی امام یه جای مخصوص برای نماز خوندن می ساختم. یه اتاقک کوچیک ساده. و روزی بالاخره اینکار رو می کنم به یاد روح الله....

خواهان

من عاشق خونه های قدیمی و مرتب هستم. یه حسی توشون هست که تو خونه های امروزی نیست. انگار مردم اون وقت ها طراحی احساس گرا رو که الان تو غرب داره مطرح میشه رو درک کرده بودن.

خواهان

البته منکر این قضیه هم نیستم که آدم هایی هم که تو اون خونه بودن رو احساس و درک آدم تاثیر میزارن.

م.ش

عکس زیبایی بود!