داستان کوتاه بنویس!

داستان نویسی،

سو‍ژه ایم،سوژه های فراوان،سوژه های متفاوت،سوژه های هزار رنگ

می چرخانی ،می رقصانی،می پیچانی ،"این سو کشان سوی خوشان ...آن سو کشان با ناخوشان"،

 قیافه می گیریم،خیال می کنیم کسی هستیم،به این در و آن در می زنیم،می خواهیم مسیر قصه را خودمان جهت بدهیم،کوچکیم ولی،دست تو می بردمان.

 

داستان نویسی،

گاهی که خسته ام می گویمت لطفاً داستان من را کوتاه بنویس،حوصله داستان های چند صد صفحه ای را ندارم،خنده دار است ولی،

آیا نویسنده ای هست که به صدای بی صدای سو‍ژه ای دل بدهد؟

نه،این جمله باید اصلاح بشود:آیا جز تو نویسنده ای هست که به صدای بی صدای سوژه ای دل بدهد؟

.

.

.

سوژه ایم و به تو دچار، داستان نویس عزیزی هستی تو!

 

پی نوشت ١:

دی روز 25 بهمن، روز جهانی داستان کوتاه بود.

پی نوشت 2:

این یادداشت را دوست دارم !

/ 10 نظر / 12 بازدید
قاصدک

و بیست و پنج بهمن روز تولد بعضی ها هم بود که جا دارد یادی ازشان بکنیم اینجا!

خیس بارانم

خیلی نویسنده ی با حالیه !!! عشق است سوژه ی این نویسنده بودن[مغرور] . . . تا جائیکه خاطرم هست [گل]فکر می کنیم فردا هم روز تولد کسی است... البته هر روز روز تولد است هر چند من نمیدانم کی متولد می شوم[چشمک] م ب ا ر ک [گل] پ.ک: روز تولد پدربزرگم توی دیار باقی... [ناراحت]

انفرادی

اینهمه داستان.. اینهمه روایت.. بی خوانندهآی حتی...

ehsan

خواندم.

پیچک سر به هوا

سوژه‌های خوب... سوژه‌های بد... سوژه‌های گیج... سوژه‌های منگ... آهای! تو که اون بالا ما رو نوشتی و می‌نویسی! یک قدری می‌آی پایین بچشی چی می‌کشیم؟ یا همون بالا رنج‌های بشر رو مث نویسنده‌های روشن‌فکر، فقط تصور می‌کنی و...؟ ...رها کنم!

مریم

آره.اگر بار گران بودیم...[رویا]

کمرو

زیبا بود دست مریزاد ... ای رشک ماه و مشتری با ما و پنهان چون پری خوش خوش کشانم می بری آخر نگویی تا کجا هرجاروی تو با منی ای هر دو چشم و روشنی خواهی سوی مستیم کش خواهی ببر سوی فنا

هاجر

اصلا سختی و ترسناکی اش برای این است که به تمامی قصه هایمان را نمی نویسد. گاهی دلم می خواست که می شد انصراف داد از نوشتن قصه ام. یا قسمت های سخت اش را می دادم هم او بنویسد.

رها

هی عزیزتر از جان هی تو ای بهترین نویسنده خداجان ما عادت داریم داستانهایی با پایان خوش بخوانیم ..

نعیمه

مطالب زیبایی دارید از خواندنشان لذت بردم