"بفرمائید فروردین شود اسفندهای ما..."

نمی شد قالی باشیم؟

دم دمه های بهار که می شود بشویندمان پاک

آن قدر که آب زلال از دل مان بجوشد

و از لب دیوارها پهن مان کنند

و به وزش بادی خشک شویم

و دوباره ...

نمی شد؟

/ 7 نظر / 6 بازدید
پیچک سر به هوا

"نمی شد" را مضارع می کنم... و از خود می پرسم... ...چرا می شود[لبخند][گل] بسم الله...

بفرمائيد فروردين شود اسفندهاي ما و هرچيزي همان باشد كه مي خواهد نه مانند من و مانندهاي ما روح قيصر امين پور عزيز بهارانه باد... قيصر ! هر كجا هستي بهارت مبارك

بانو

آخ اگر میشد.. تقریبا تمام وبت رو خوندم.

نقطه سرخط

سلام بانو ..چه عجب به ما هم سر زدی... شاد شدیم.. راستی فکر کنم می شود.. یا علی مددی است

ehsan

خواندم.

گمشده در تاریکی

سلام.[گل] وقتي خوندم مطلبتون رو، ياد اين شعر افتادم و خودم رو مورد خطاب قرار دادم: خاك جان يافته است تو چرا سنگ شدي تو چرا اين همه دلتنگ شدي باز كن پنجره ها را و بهاران را باور كن