سلام من به روی ماه نشسته ات

  کاش باز بنویسی.من دلم لک زده برای یک نیم‌صفحه ای که مال تو باشد،برای سه خط،دوخط،یک خط ،چند کلمه حتا به دست‌خط کج و کوله‌ی تو.من دلم می‌میرد برای آن غافل‌گیری‌ها،آن ساده و روان و تازه نویسی‌ها،آن کلمه های پر از اکسیژن.من دلم تنگ شده برای دستی که به هرچه می‌زدی جان می گرفت،برای قدمی که هرجا می‌‌گذاشتی سقف می‌شکافتی و طرحی نو درمی‌انداختی،سونامی به پا می‌کردی و از نو می‌ساختی.

کاش بلند شوی باز،تویی که من نشسته به یاد ندارمت،بلند شوی و نامه بنویسی برای همه سوته دل‌ها که اگه آب دست‌تونه بزارید زمین و بیاین،که بسازیمش زودتر،وقت ندارم و نداریم، نخوریم به فصل خزان ...

کاش باز غر بزنی به رخوت و کم‌کاری‌ها،خرده بگیری به گوشه نشستن‌ها،حرصت دربیاید از نبودن‌ها و کنار کشیدن‌ها.کاش شلوغ کنی،شورش بیاندازی به جان آدم،قلدربازی دربیاوری ،فحش بدهی حتا.

کاش این‌همه ساکت نمانی،من تو را به نور،به صدا،به تصویر،به حرکت می‌شناسم.

 

/ 5 نظر / 13 بازدید
ضحی

باز هم ای کاش ورد زبانمان شد. باز هم دوباره یک جای خالی را دیدیم

یه رهگذر

خوش به حالش

فقط بخاطر تو

یک کم با خدا مسئله دارم. دعا کن ماجرا حساس نشود !

هزاره n ام

به نظرم با خودش هم مسئله داره! از اولش هم همين طوري بود. غير منتظره و غير قابل پيش بيني. هرلحظه بايد آمادگي داشته باشي بزند زير همه چي و بگويد بازي از نو. يك دفعه هم ممكنه بشينه خونه و خونه داري كنه. چند وقت پيش يارش از اخلاقش گله داشت. نمي دونم راست مي گفت يا باز هم فيلم جديدشون بوده

ehsan

خواندم.