داره می‌باره بارون و ...

گفته‌اند "هدیه" تجسم مادی دوست داشتن است،

چه می‌شد اگر می‌شد یک تکه از باران را هدیه داد، یا بوی باران را، یا چند نفس هوای تازه صبح را، یا یک حالِ خوب را...

سخت است که تجسم مادی دوست داشتن بشود عطر و کیف و لباس و حتا کتاب.

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سید حمید

افسوس ای رفیق تو در جای دیگری دیگر تو در حوالی شعرم نمی پری خانه پس از نیامدنت سوت و کور شد حالا نشسته خاک بر سر و روس سماری- -هی جوش می زند برای من و تو که با همیم یادش بخیر مزه آن چای آخری دیروز هم تولد من بود و منتظر بودم که هدیه خود را بیاوری این سنگ قبر کادودی روز تولدم...

...

داره ميباره بارون و تو نيستي...

زهرا ب

کادو بده کمی از نفس گرمت را... کادو می دهم یک پارچه ی نم گرفته از اشک...

آیه

گاهی دلم میخواهد کسی یک فکر خوب به من هدیه بدهد

سارا

چه زیبا و عاشقانه خدا هر روز و هر لحظه هدیه بارانمان می کند

زهرا ب

سلام. رمضانت مبارک

سناء

نفسهاتون قبول این روزا و شبا بارون رحمت و حال خوب این روزا رو میشه داد که! [قلب]

ehsan

خواندم.

حکیم

گاهی دلم میخواهد یکی دعوتم کند به دیدن یک آدم خوب ... به خاطر چشم هام .. عجب چیزی نوشته ای ... معرکه اس

باران...

مگر میشود تجسم مادی داشت از یک حس ماورایی؟...