ویراستار

به نوشته‌های قبلی‌ام - نه که خیلی هم قبل، همین یک سال پیش مثلا- نگاه می‌کنم، به یه جاهایی می‌رسم از خودم می‌پرسم اینها را واقعا تو نوشتی آیا؟بلدی اینجوری هم بنویسی یعنی؟!چه غلط‌ها:)

بعد یک جاهایی  هم بین جمله‌ها، گوشه‌های تیز و تراش نخورده ای می‌بینم که می‌رود توی چشم و چال خواننده، از خودم می‌پرسم پس چرا درستش نکردی؟ضایع بوده که!

یک جاهایی اصلا یکی می‌زنم توی سر خودم و می‌گویم واقعا که! این چرت و پرتها چی بوده آخه که نوشتی!

یک سال پیشش این است، خدا رحم کند به آن روز آخر...

/ 6 نظر / 9 بازدید
ehsan

خواندم.

سناء

کاش آرشیوتان بود هنوز

انفرادی

:)

ترنم چماق

چقدر بود اينجا نيومده بودم..آخييييييييييييييييش ته تهش رو خوندم.سلام

مشتاق

نوشته ها بزرگ می شوند آدم ها ..... بدون اجازه لینکتان کردم

الهدی

سلام خام عطش شکن برای خواننده های پر و پا قرص تان اما اینجا همیشه خواندنی بوده است. زیادتر بنویسید ما هم دعا می کنیم بهتر هم بنویسید :) کلا این صفحه جزء علاقمندی های ماست خواهر !