مانتو....برا شما..... نداریم !

سلام !

دی روز رفتیم خرید.  مانتوهای  جدید خوش دوختی که در بازار هست عمدتاً یک جوری اند که آدم های دهاتی ای مثل من و رفیق فابریک هام عمراً بتونن اونا رو بیرون بپوشند .

قد چهار وجب (به وجب من )،

رنگ یه جوری که انگاری صد بار یکی قبل از تو کرده باشه تنش !

 عرض به اندازه ای که اگه یه میل بیشتر بشی درزای مانتوهه از هم باز می شه !

جالب این که سایز بزرگ ترشون رو هم اگه بخوای بگیری درسته که یه خورده بلند و گشاد می شه ولی تابلو می شه که این اندازه خودت نیست . مثلاً سرشونه هاش می افته پایین، یا جیباش بیشتر از حد معمول پایین میاد. اون وقت داد می زنه که "این منو یه سایز بزرگتر از خودش گرفته ."

پدیده امسال هم که "مانتو ملی" باشه ، دقیقاً عین لباس اون فروغ تو باغ مظفره . از کمرش ییهو به طرز مزخرفی چین و واچین می شه!

بعضی ها که دیگه حاصل هذیان های روح تبدار یک طراح دوخت اند و مثل نقاشی ها و شعرهایی که هیچی ازشون سر در نمی یاری عجق وجق و بی معنی اند. مثلاً از دنباله یقه یه شال درازی اومده شده کمربند !

یه سری مانتو دیگه هم هست که به درد خانومای خیلی خانومانه می خوره دیگه ، یا مثلاً برا اونایی که سایزشون گیر نمی یاد و مجبوری از اینا می خرن ، یا مثلاً خانوم زورگوهای تو فیلما می پوشن و یه بادبزن و هزارتا انگشتر دارن ، مانتوهای گل و گشاد و سنگدوزی و منجوق دوزی شده . اونقد توش راحتی که اگه یه خورده تلاش کنی می تونی مثه کایت باشون پرواز کنی .

خلاصه فروشنده ها هم از این که به این مانتوهای مد روزشون محل نمی ذاری و هی می گی نه از اینا نمی خوام ، یه مانتو حد وسط می خوام ، که هم قشنگ باشه ، هم اندازه اش یه جوری باشه که آدم روش بشه یه جا چادرشو در بیاره ، به شدت بدشون میاد و دست آخر می گن خانوم ! براشما مانتو نداریم اصلاً! این روزا هم که دیگه مشتری فت و فراوون دارن و محتاج نیستند دل کسی رو به دست بیارن و راضی از مغازه بفرستن بیرون .

جالب این که چندسالی هست مانتوهای تو بازار همین هان و مثلاً جدیدای امسال انگار همون جدیدای پارسالن با یه کمی تفاوت. و نکته قابل توجه دیگه قیمتاشونه که مثلاً همون چهار وجب طول و یک وجب و نیم عرض  رنگ و رو رفته قیمت اش در بهترین حالت می شه بیست و پنج شیش تومن.

خلاصه این که ما دست آخر موفق به خرید مانتو نشدیم و همون مانتو پارسالیه به نظرمون خیلی قشنگ و مناسب و شیک اومد و خیابان شلوغ و مغازه های غلغله را به مقصد خانه ترک کردیم .

به خاطر همين ها بود كه يك وقتي تصميم گرفتم خياط باشي شوم ولي در ميدان عمل كه وارد شدم ديدم كه از من برنمي آيد!

این بود انشای من در مورد خرید عید .

                                                                                                     باقی بهارت ...

 

 

/ 17 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اعظم ايرانشاهي

به بدون نام : اگه خانم بودين و چادر مي پوشيدين درك مي كردين كه يه موقع هايي به ناچار بايد به حجابي منهاي چادر راضي شد. حالا شما چرا اينقدر داغ كرديد ؟!

برای اينکه تکليفتان با خودتان روشن نيست! و من از چادری هایی که نمی دانند چرا چادر سرشان است حالم بهم می خورد! اگر می شود یا به قول شما «باید» يه موقع هايي به ناچار به حجابي منهاي چادر راضي شد؛ خب چرا برای هميشه به اين حجاب راضی نمی شويد؟ يا شما حجاب تان کامل است يا نيست. اگر فکر می کنيد با مانتوی نه زياد گشاد و نه زياد تنگ حجابتون کامله خب نقش اون چادر در زندگی شما چيه؟ فقط سالی يه دفعه به جز اون مانتوی نه زياد گشاد و نه زياد تنگ؛ پول اضافی می دهيد که الکی يک چيزی همين طوری روی سرتان باشد که عاقبت هم گاهی به ناچار برش داريد؟؟؟؟

اعظم ايرانشاهي

به بدون نام : اين تصور شماست كه تكليف (ما) يا (من) با خودمان روشن نيست . اين تصور شماست كه (ما) يا (من) نمي دانيم براي چه چادر مي پوشيم يا نمي پوشيم . اين كه شما از من( كه حكم داده ايد نمي دانم چرا حجاب دارم ) حالتان به هم بخورد يا نه اهميتي ندارد . داد و بيدادهاي تان را هم بي زحمت برويد جاي ديگري بكنيد آقا!

زنانه جواب داديد! بی منطق و دليل و هيچ! سوال من روشن است: اگه میشه: «يه موقع هايي به ناچار به حجابي منهاي چادر راضي شد» خب چرا برای هميشه به اين حجاب راضی نمیشيد؟ اگر تکليفتون با خودتون روشنه بفرماييد: چرا چادر سر می کنيد؟ چادر چه چيزی برای شما داره که بابتش پول می دين به سختی سرتون میکنين و گاهی از اوقات به قول خودتون عذرش را میخواین! شما فرض کن من يک دختر خارجیم که برای اولین بار شما رو میبینم؛ از شما میپرسم نقش اين چادر در زندگی شما چيه؟ که گاهی سرتون میکنيد گاهی هم نمیکنيد. با خدا رودرواسی دارين يا با خودتان؟ بالاخره منطقش چيه؟ شما در جواب بيشتر شعار دادين تا جواب! کاری که عوام خوب از پسش بر ميان!

ستايش

کاريش نميشه کرد.... يه عده می برند و می دوزند و يه عده هم(که کم نيستند )بی چون و چرا می پوشند حالا این وسط از جنس شسته و نشسته و کوتاه و بلند و یه وری و دو وری گرفته تااااااا...!فرقی نمی کنه فقط باید روی مد باشه!! و تکليف يه عده ديگه هم مثل شما همینه که نوشتيد به نظرم باید فکر کفش همون خیاط باشی بود!!!

معتقد به حجاب

بار اوله كه اين وبلاگو ميخونم امانتونستم بذون نظر دادن برم! آقايي كه بدون نام نظر ميديد،شما از آزادي و حق انتخاب چي ميدوني؟.شمايي كه حتما كلي هم ادعا داري در مورد فهم شعور و اعتقاد قلبي و ...بايد بدوني كه نظر هر كسي براي خودش مهمه وبايد به فكر و عقيده ديگران احترام گذاشت!من چادري نيستم ولي به دختراي چادري احترام ميذارم.چون حتي اگه دليل محكمي هم براي چادر سر كردن نداشته باشن(حتي اگه به اجبار پدر و مادرو... غيره باشه)،متل خيلياي ديگه فقط به دليل بيشخصيتي،بي حيايي و بي اعتقادي چادرشونو كنار نذاشتن! اگه چادر سر كردن دليل ميخواد،مخالف چادر بودن هم دليل ميخواد.فكر كردي ما اهل كجا هستيم مگه؟ از اول كه اروپايي نبوديم،چادر از سالهاي خيلي دور تو ايران رواج داشته ولي حالا اگه از همين دختراي رنگ و روغن زده افاده اي كه ننه بزرگاشون هنور هم چادر و چاقچورهاشونو دارن بپرسي چرا چادر رو بد ميدونن جوابي جز چند تا شعار وارداتي ندارن! شما بهتره حالت از اونا هم به هم بخوره!!!!!

حضورناپديد

خيلی وقتا٬ خيلی جاها٬ خوب داريم٬ خوبتر داريم٬ عالی هم داريم. وقتی که می بينيم يه جايی با انتخاب گزينه ی خوب يا خوبتر به جای عالی٬ به يه چيزای ديگه ای ميرسيم که اونا هم اهميتشون کمتر نيست٬ عالی رو انتخاب نمی کنيم. خيلی وقتا هم اصلا چادر فقط يه حجاب نيست. آدم با نوع لباس پوشيدنش خيلی چيزای ديگه رو هم نشون ميده. پدر من ميگه چادر مادرت باسه من يه شعاره. من و تو هم اگه هدفمون از لباس پوشيدن فقط پوشيدن باشه٬ گونی هم می تونيم بپوشيم. کت وشلوار هم مي تونیم. فرقشون چیه؟ البته من به خواهرای چادری محترم توصیه ی برادرانه ای دارم که سعی کنین کمتر چادر رو بی خیال بشین. مخصوصا جلوی بی نام و نشان ها ...

حضورناپديد

يعضی جاها٬ هم حجاب بايد عالی باشه٬ هم شعار و پيام لباسمون بايد عالی باشه. جای شعار دادن٬ اينجاست٬٬٬

ستاره

کار خوبی کردی نخريدی .مغازه دارها هميشه ميخوان سليقه شونو به ادم تحميل کنند. چه خبره اينجا چقدر جروبحثه؟! کار حسابی رو احسان ميکنه .مختصر ومفيد:(خواندم)با همين سروته شو هم مياره

محسن

دم شما گرم. معتدل و روان و خلاق. تقريبا مثل هميشه.