علی

می دیدیم که پشت کامیون ها نوشته :

منمشتعلعشقعلیمچهکنم

مسابقه می گذاشتیم برای خواندنش و فسفر می سوزاندیم.ذوق می کردیم که کشف کردیم و توانستیم بخوانیم،ولی نه می فهمیدیم "من"یعنی کی ،نه "مشتعل"یعنی چی،نه"چه کنم"یعنی چی،فقط "علی"اش برای مان آشنا بود.

حالا چه زود بلدیم بخوانیمش،چه خوب می فهمیم "من" را ، "مشتعل"بودن را ،"چه کنم"را ،

فقط "علی"را نمی دانیم یعنی کی...

/ 18 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان یه دخمل

یا علی.... ما که هیچ نمی دانیم خود ما را با خود آشنا کن یا علی..

ددت

واقعا حق مطلب رو ادا کردی تنــــــــــــــــــــها چیزی که نمیفهمیمم...

وحید

علی ممسوس فی ذات الله تو را نشناخت مگر من وخدای من پیامبر میشناسد علی را و این علی است که دست کمیل را میگیرد و در خلوت آهی سوزناک میکشد{ همان آهی که به ته چاه گره خورد}دست بر دل میگذارد و فریاد بر میدارد ان هاهنا لعلما جما.... سینه من پر از اسرار است کیست که تشنه باشدو طالب.... با اجازه از مطلب استفاده میکنم....

وحید

به نوشته های دیگر هم نگاه انداختم بسیار عالی بود به قولی حظ کردم با اجازه ی دوباره لینکتان کردم

رها

سلام یا خودمان را میزنیم به ندانستن!!! اینطوری روزگار آسان تر میگذرد انگار...

حنا

زیبا بود بسیار زیبا بود ...