قسط

مجری برنامه کودک داشت می گفت:بچه های خوب من،برای اومدن کسی دعا کنید که با اومدنش دنیا پر از قسط و داد می شه.

بچه رو کرد به باباش و گفت:بابایی،مگه نگفتی الان ما خیلی "قسط" داریم؟

/ 7 نظر / 8 بازدید
محبوبه

چند بار خواندمش طنز تلخش لبخند تلخی بر لبم نشاند ... شاید بی ربط باشد اما با خودم فکر کردم من تابه حال امام زمان را با چه الفاظی وچطور به ایلیا (پسرم)معرفی کرده ام دیدم واقعن هیچ در دست ندارم تا کمی از حق مطلب را ادا کنم ! یادمه خودم که بچه بودم فکر می کردم امام زمان یه شمشیر بلند داره که با هاش گردن همه رو میزنه می ترسیدم وفکر می کردم پس چرا هی همه دعا می کنن زودتر بیاد! اینو که خوندم یه خورده هم یاد خودم افتادم!

ehsan

خواندم.

زلال

این خانم محبوبه بچگیاشون خیلی باحال بودن! جای ما خالی ! :دی

زلال

این مجری برنامه کودک احتمالاَ خانم زارعی (خواهر مریلا زارعی) نبودن؟! لاکردار خیلی رو اعصابه! سلام خوشگلای کوچولو [سبز]

قاصدک بارون

من یادم هست که بچه بودم.بابا از امام زمان می گفت و میرفت جبهه.یکهو میدیدی چند ماه گذشت و نیامد.خب برای من امام زمان آن روزها کسی بود که اگر بیاید بابا دیگر ماندگار جبهه نمیشود و بر میگردد.همیشه فکر می کردم امام زمان باباهای ما را نجات مبدهد و میاورد خانه.بهشان میگوید:برو ببین بچه ات چقدر نگران توست

رها

حرف راستو باید از دهن بچه شنید :))