پیام ناجور!

جمعه عصر بود ، بی حوصله نشسته بودم منتظر ربنای افطار و طعم خرما و چای دهن سوز .

 از بی رمقی انگار یک قفل گنده روی لب هایم زده بودند که  صدای دینگ دونگ پیام موبایل بلند شد. زهرا نوشته بود :

"ای تو همین حوالی !

بین من و این بغض بی قرار جای تو خالی!"

ربطش هم به عصر جمعه بودن بود و مخاطب خاص داشت ! من هم که از ترکیب جمله خوشم آمد همون جور بی حوصله و گشنه حال شوتاندمش به شماره دوستی که تازه خط اش را عوض کرده بود .

دو سه دقیقه بعد یک آقایی زنگ زد به گوشی ما که "سلام ! چطوری  ؟ من همونم که الان به ام پیام دادی !حالت خوبه !؟ راستی تو منو از کجا می شناسی؟؟"

یک خرده که فکر کردم دوزاری ام افتاد که چه دست گلی به آب داده ام . توضیح دادم که آقا شماره را اشتباه زده ام و ببخشید و از این مؤدب بازی های شر رد کن . ولی طرف دست بردار نبود . به خودش گرفته بود  :

"ای تو همین حوالی !

بین من و این بغض بی قرار جای تو خالی" را! واقعاً که !

از آن طرف خط صدای اوپس اوپس موسیقی تندی می آمد و به هر زبانی که توضیح می دادم بی فایده بود .آمدم بگویم "کچل !کی با تو بود اصلاً! می خواستم واسه اهلش بفرستم یه غلطی کردم واسه تو اومد. حالا تو هم این قدر بی جنبه نباش لطفاً!"  ولی دیدم این آدم این دست حرفها سرش نمی شود. این شد که قطع کردم .

تا شب 17 بار تماس بی پاسخ داشتم از آن شماره !! و 26 تا پیام چرت و پرت از همان فله ای ها که ملت با آنها واژه های عزیز را برای سرگرمی و خالی نبودن عریضه نفله می کنند .

خلاصه این بود بخشی از یک روز ماه رمضان ما !

تا من باشم پیام مردم را فوروارد نکنم !

 

/ 19 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ehsan

خواندم.

نرگس

يه چيزی بگم؟ احساس من نسبت به اس ام اس اینه: یه عالمه جمله قشنگ بين يه عالمه آدم رد و بدل میشه چی میشه؟ آخه چرا؟

اظهار دوستی ها و محبت های چاخانی اش از همه چی بدتر است ، یکی که می دانی توی دلش می خواهد سر به تنت نباشد پیام می زند که : تو همان فرشته ای هستی که وقتی راه می روی برگ ها خدا خدا می کنند بیفتند و بر جای پای پایت بوسه بزنند !! رحم کن طرف به صداقت و یک رویی و محبت ! رحم کن جان من !

مهدی

مخاطبش هم که معلومه!

مهدی

چشمم گرفته روزه به اجبار معصيت آقا به محض ديدنت افطار می کنم...

سفير

ماه رمضان شما مبارک!! فورواردتان هم مقبول درگاه حق!

سفير

ای بابا! اين پرشين بلاگ برای چی جا برای کامنت خصوصی نداره؟...عجب اوضاعيه ها!!

مريم

اعظم جان التماس دعا با اين فيوضات کثيره

مهدی

سلام.بعضا اين جارو می خونم.ولی حيف که دير به دير آب مي ريزيد توی ديتتون!(به قول صادق!) راستی از اينک ما...خبری؟؟

به آقای مهدی: (و اينک ما...)... نه اينک ما...يادتان باشد