ممد،تو بودی و دیدی/هشت

  اول خرداد بود که حسین خرازی از پشت بی‌سیم به قرارگاه گفت: ما در حال پیشروی هستیم و تعداد عراقی‌هایی که به نشانه‌ی تسلیم دست روی سر گذاشته‌اند بی‌شمار است.

این نویدبخش‌ترین جمله‌ای بود که آن روزها می‌شد شنید.

چهار مرحله عملیات آزادسازی خرمشهر با دشواری‌ها و نبردهای سنگین به نتیجه رسیده بود. شهر بعد از 19 ماه اشغال آزاد شد.

سوم خرداد شهر از اشغال‌گران پاکِ پاک شد. تعداد اسیرهای عراقی آن‌قدر زیاد بود که بچه‌ها برای خارج کردن‌شان از شهر، مشکل داشتند. آنها دوباره به مسجد‌جامعِ عزیزِ خودشان برگشتند و نمازِ شکر خواندند.

تمام ایران از این خبر به شوق آمد. خرمشهر بار دیگر به ایران برگشته بود.

امام پیام داد و گفت: مبارک باد، هزاران بار مبارک باد بر شما عزیزان و نور چشمانِ اسلام... شمایی که فوقِ تشکرِ امثال من هستید....

بهروز مرادی هم که هنوز زخم روزهای مقاومت را به پهلو داشت با همان ذوق هنری تابلویی نوشت که: خرمشهر، جمعیت 36 میلیون نفر. (یعنی به تعداد همه‌ی مردم ایران).

و روی تابلوی دیگری که در ورودی شهر نصب شد نوشت: در هر وجب از این خاک شهیدی به معراج رفته است؛ با وضو وارد شوید.

آن روزها جای خیلی‌ها خالی بود...جهان‌آرا یکی از همین خیلی‌ها بود. 

/ 2 نظر / 7 بازدید
ر.الف

عالی.. اشک مون رو درآوردید خانم عطش شکن...

ehsan

خواندم.