یک پارچه اقا

ده سال پیش یک داستان خل و پیلیچی (+)دست‌نویس کردم و فرستادم برای یک جشنواره، بعد که دعوت‌نامه آمد و رفتیم بندرعباس برای برگزاری‌اش یادم هست که رفتم پیش داورها- خدا رحمت کند امیر حسین فردی را- تا ایرادهای کارم را بشنوم، می‌گفتند ما همش فکر می‌کردیم این متن را یک آقا نوشته، حتی دست خطت هم به پسرانه می خورد بیشتر!

توی همان سفر، با مریم دلباری عزیز-که هرکجا هست خدایا به سلامت دارش- دوست شدیم، او هم که خودش استادی بود و قلم داستانی اش را خیلی دوست داشتم اولش می‌گفت قلم محکمی داری بعد وقتی از یک خیابان شلوغ می خواستیم رد شویم و من طبق معمول با ترس و لرز و گرفتن دست او محکم رد شدم گفت نه به آن قلم تیز و تند مردانه و نه به این طرز از خیابان رد شدنت!

امروز هم وقتی توی گوگل پلاس زیر یک پست دخترانه-زنانه رفتم و نظر گذاشتم واکنش‌ها جالب بود، چند نفر از دخترها آمدند کامنت گذاشتند که یعنی شما واقعا آقا نیستید؟ یعنی وبلاگ عطش شکن مال شماست؟ پس چرا ما فکر کردیم شما آقایی؟ و به قول خودشان بنیادهای فضای مجازی شان به هم ریخت و بحث از مسیر اصلی خودش عوض شد.

من آن قلم محکم را - به خاطر تنبلی و کم نویسی خودم- دیگر ندارم اما خب واقعاً اینکه این وبلاگ  لحن پسرانه یا مردانه‌ای داشته باشد را نمی‌توانم قورت بدهم. این‌همه از زن ها نوشتم، از زنانگی و عشق و زندگی و دوستت‌دارم و این جور چیزها نوشتم،کجای اینها مردانه بوده یعنی که مخاطب اینقدر به خطا افتاده!

خلاصه اینکه، من یک زن هستم به قول ملت با کمال افتخار.

/ 9 نظر / 7 بازدید
سوته دل

:) بله استادعطش شکن اول من هم فکر میکردم آقا هستید وقتی فهمیدم خانومید برام جالب بود خدا بر قوت قلمتان بیافزاید ان شاءالله

هنا

جدی شما خانوم هستید؟ خوشبختم![نیشخند] * من فکر می کنم غیر از قلم اسمت غلط اندازه در برخورد اول، ای عطش شکن ما :)

هاجر

چشم هام گرد شد!! عطش شکن مردانه اس؟!! به نظرم خیلی کم سن و سال بودن اگه نخوام عیب و ایراد دیگه ای روشون بگذارم:)

بن‌نار

آخی ! اعظم تو اصنشم مردونه نیستی! نه توی ریدر، نه پلاس، نه وبلاگ

گیومه

سلام شما را از اول می‌دونستم دختری از کامنت‌ها اما حدود سه چهار سال پیچک سر به هوا را فکر می‌کردم دختر است! آخرش این آقاهه توی قصه چی شد؟ اخراج شد؟ من خنگم بعدشم یاد وضع خودم افتادم. حالا به رو نمیارم اما هر دفعه به خودم می‌گم این هفته به دبیرسرویس می‌گم نمی‌تونم دیگه عطش! تو بگو چه کنم خوشحالم که نوشتی دوستدار تو.[قلب]

مسیر

وااااااااااااای با هاجر موافقم بسی بسیار![تعجب]

قاصدک بارون

خدا بهت پسر داد یهو اسمشو عطش شکن نذاری ها. همه شک می کنن به جنسیتش طفلی

سناء

واا! اصلا مردونه نیستین که!

مریم

که با کمال افتخار! [لبخند]