مِمُل

ایشان را به جا آوردید؟

توی کودکی پر از تخیلم همیشه آرزوی داشتن دوستی مثل او را داشتم:)

/ 9 نظر / 39 بازدید
خیس باران

ممول خیـــــــــــــلی دوستش داشتم و دلم میخواست یه دوست مثل اون داشته باشم.[لبخند]

هشت بهشت

هر شخصيت كارتوني رو يادم بره ممولو اصلا...مگه ميشه [بغل]

محبوبه

منم[قلب][لبخند]

سعی

اینقدر دوستش داشتم که نقاشی اش همه جای کتاب و دفترم بود. با اون قصه ی تکه پاره ی سانسور شده البته. چقدر فسفر می سوزندیم که بفهمیم چی به چی شد الان. گریس با اون موهای محشرش و اخلاق افتضاحش چه ربطی به پسره و دختره داشت و ..

قاصدک بارون

من بلفی را ترجیح می دادم. چون توی دهکده، همه کوچک بودند.همیشه غصه ممل را می خوردم که نکند زیر دست و پا له شود. نکند گریس یا بقیه او را ببینند. ممل تا وقتی نرفته بود لای آدم بزرگها، دوست داشتنی تر بود.

مسیر

منم ولی نه که دوستی مثل اون داشته باشم. من دوست داشتم دخترم باشه ![خجالت] با هاجر خیلی موافقم فسفر سوزوندن را هم ولی این اسم گریس و ...را یادم نیس چرا؟

مسیر

وای ببخشین ولی "خیس باران" همون دوست قدیمی و مهربون خودمونن؟؟؟! آخه دیگه نمی نویسن که؟ با اجازه عطش عزیز: سلام دوست جان[گل]

عطیه

خدایاااااااا!!!!!! من عاااااااشق این بودم!!!!

پیچکی

چن سال پیشا وقتی هم‌سرم این حرفو می‌زدو اعتراف‌بازی می‌کردیم از کودکی‌هامون، قدری به‌ش خندیدم. اما حالا برام خیلی بامزه‌س شماها با این آرزوی مشترک چه‌قدر زیادید!