هرگز نگو هرگز

تو را دوست می‌دارم
تو را به جای همه زنانی که نشناختم دوست دارم .
تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیستم دوست دارم .
برای خاطر عطر نان گرم
و برفی که آب می‌شود
و برای نخستین گل‌ها
تو را به خاطر دوست داشتن دوست دارم .
تو را به جای همه کسانی که دوست نمی‌دارم دوست می‌دارم .
بی تو جز گستره‌ یی بی‌کرانه نمی‌بینم
میان گذشته و امروز.
از جدار آیینه‌ی خویش گذشتن نتوانستم
می‌بایست تا زندگی را لغت به لغت فرا گیرم
راست از آن گونه که لغت به لغت از یادش می‌برند.
تو را دوست می‌دارم برای خاطر فرزانه‌گی‌ات که از آن من نیست
به رغم همه آن چیزها که جز وهمی نیست دوست دارم
برای خاطر این قلب جاودانی که بازش نمی‌دارم
می‌اندیشی که تردیدی اما تو تنها دلیلی
تو خورشید رخشانی که بر من می‌تابی هنگامی که به خویش مغرورم
سپیده که سر بزند
در این بیشه‌زار خزان زده شاید گلی بروید
شبیه آنچه در بهار بوئیدیم .
پس به نام زندگی
هرگز نگو هرگز

این شعر پل الوار،شاعرفرانسوی است،وقتی که سریال مدارصفردرجه پخش می شد خیلی بر سر زبان ها افتاده بود،نمی دانم چرا دلم خواست بگذارمش این جا ،شاید به خاطر سمانه که خیلی دوستش دارد و دی روز متن فرانسوی و این ترجمه فارسی اش را برایم فرستاد ،شاید هم به خاطر چیز دیگری...

/ 14 نظر / 880 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ehsan

خواندم.

سلام. دلم تنگ شده بود براي كامنت گذاشتن تو اينجا! مدار صفر درجه رو نديدم .اما حالا كه اين ضعر رو خوندم از اين قسمتش چقدر خوشم اومد: سپیده که سر بزند در این بیشه‌زار خزان زده شاید گلی بروید شبیه آنچه در بهار بوئیدیم . خيلي دوستتون داره! [گل][لبخند]

خیس باران

سلام خب نوع دیدگاه اونموقع و اصلا نوع ارتباطات اون موقع با امروز فرق کرده ولی توی اون سریال هدفمندتر و فکر شده تر به موضوع پرداخته شده بود... اما توی ترانه ی مادری خیلی سطحی به موضوع نگاه شده و به نوعی غیر منطقیتر از واقعیتهای جاری اونجا بچه ها در حین وظیفه ی اصلی دانشجویی وارد مسائل دیگه میشدند ولی اینجا انگار همه چیز تو دانشگاه هست جز درس و دانشجویی !! البته موضوع سریال یه چیز دیگه است منتها خب قضیه ی همون میوه ی کال !

آنتیگونه

سلام. دلم برای یکی دوستام و یا به قول خودش یرای لحظات خوبی که با هم داشتیم تنگ شده بود گفتم سری به خونش بزنم. من فیلم مدار صفر... رو دوست داشتم مخصوصا این شعری که همنوایی می کردند و اصلا موسیقی آخرشو که قربانی می خونه رو ضبط کردم برام احساس غریبی داشت.

آفتابگردان

سلام بعد از چند وقت که از دار صفر درجه گذشته، خوب بود. بعضي سريال‌ها در دل ماندگار مي‌شوند. مثل بعضي رمان‌ها. فكر كنم نكته مشترك همه آنها، البته به لحاظ داستاني و نوع پياده‌سازي اين باشد كه عشق‌محورند اما عشق‌زده نيستند. در پناه حق

بهاره

[گل]ok

بهاره

[گل]