فصل آخر

آی من ذوق می کنم به این فصل آخر پایان نامه،

انگار که بند از پای این قلم وا کرده باشن بعد چار فصل،

آی تند تند می نویسم،

نتیجه گیری می کنم توپ!

پیشنهاد می دم باقلوا!

بی این که گدای این دکمه های Ctrl+V و امثالهم باشم،

بی این که ته هر پاراگرافم مجبور باشم قسم بخورم که به جون مک لوهان و هابرماس و  کاستلز  و باقی رفقا اینو من از خودم نگفتم بل که فلانی در فلان جا و فلان سال گفته!

احتمالن روز موعودم آی تند تند ازم ایراد می گیرن!

آی تند تند سرخ و سفید بشم و کم بیارم!

آی تند تند قلم ام برام  زبون و شکلک دربیاره!

آی تند تند مک لوهان و هابرماس و  کاستلز  و باقی رفقاشون -از متقدمین و متأخرین- به ریش نداشته م بخندن!

 

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
راهی

ای بابا! فکر کردم اول شدما[ناراحت] نه خسته رفیق[هورا] بفرست برات بی کارم تو خونه ویرایش کنم. ما میایم, شام و شیرینی هم با هم می خوایم, گفته باشم[چشمک]

انفرادی

تو تمومش بکن حالا... یه فکری‌ام واسه‌ی دفاع میکنیم بعدنا...

انفرادی

من پایان نامه مو 20 شدما. به جون خودم راس می‌گم. تازه توی 1 سال گذشته‌اش کسی 20 نگرفته بود. از همین چیرتا که می‌گن 20 مال خداس و اینا... خلاصه کم نیاری خواهر. بجنب.[لبخند][گل]

قاصدک بارون

اگه مثل تحقیق سید جمال الدین ات باشه که عالی میشه.من همین الان برای خوندن فصل آخر زنبیل میذارم[چشمک]کسی نگه نگفتی ها.

مسافر

سلام عزیز صاحب نظر بودن حس خوبیه کاش میشد دفاعت میومدیم و جنگ و جدالت رو با اساتید فن میدیدیم حالا دفاعت کی هست ؟ در پناه خدا [گل][قلب]

صفا

آهای...سلام!!!مبارک باشه....راستی چی میخونی؟؟؟ دیم (دوم) اینکه کی اعتماد به نفست رو گرفته؟؟؟ سیم موفق باشی[چشمک]

سمیه

سلام آخییییییش! بالاخره تموم شد این جوجه شماری و رختشویی دلت! فصل 5 نوشتنتو عشق است! منم دلم خواست جلسه دفاع رو! (اگه شهر ما اومدی و خبر ندادی قهر قهر تا روز قیامت) حالا تند تند برامون پستای خوشگل می ذاری؟ [خوشمزه]

یه مامان

توکل به خدا حسبی الله نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر ما هم شیرینی و شام [زبان] البته خاطرتون هست که ما دیگه جزء خانوارهای 3 نفره‌ایم کارت ملی که نمیخواید[عینک]

راهی

ولی من اصلا اهل تعارف نیستم, زحمتی هم نیست. خوشحال می شم تو این مدت بتونم یکم مفید باشم, قطعا پایانامه خوندنی ای خواهد بود و چیزهای زیادی ازش یاد می گیرم[گل]