شاعر عزیز روزگار من ...

چند دقیقه فقط از نوشتن پست قبلی ام گذشته بود که زهرا پیام داد :

" قیصر امین پور هم رفت ...

ناگهان چه زود ...

تا نگاه می کنی وقت رفتن است ..."

دست هایم سرد می شوند و یک سر باران می گیرد...

دنیا با تو آبرومندتر بود شاعر عزیز روزگار من ... 

 

 

پی نوشت: دلتنگی های حمیدرضا

 

/ 18 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
راه سبز

تو كه يك گوشه چشمت غم عالم ببرد حيف باشد كه تو باشي و مرا غم ببرد خيلي شده بود كه اين بيت رو با خودم زمزمه كرده باشم ،اما امروز كه فهميدم شاعرش قيصر امين پور بوده خيلي بيشتر از رفتنش دلم سوخت .

راه سبز

لحظه هاي کاغذي: خسته ام از آرزوها ، آرزوهاي شعاري شوق پرواز مجازي ، بالهاي استعاري لحظه هاي کاغذي را، روز و شب تکرار کردن خاطرات بايگاني،زندگي هاي اداري آفتاب زرد و غمگين ، پله هاي رو به پايين سقفهاي سرد و سنگين ، آسمانهاي اجاري با نگاهي سر شکسته،چشمهايي پينه بسته خسته از درهاي بسته، خسته از چشم انتظاري صندلي هاي خميده،ميزهاي صف کشيده خنده هاي لب پريده ، گريه هاي اختياري عصر جدول هاي خالي، پارک هاي اين حوالي پرسه هاي بي خيالي، نيمکت هاي خماري رو نوشت روزها را،روي هم سنجاق کردم: شنبه هاي بي پناهي ، جمعه هاي بي قراري عاقبت پرونده ام را،با غبار آرزوها خاک خواهد بست روزي ، باد خواهد برد باري روي ميز خالي من، صفحه ي باز حوادث در ستون تسليتها ، نامي از ما يادگاري

راه سبز

شعر از آقای امين پور بود .روحشان شاد با ذکر يک صلوات

بادبادک

من و دوستم مشغول در س خواندن بودیم که یک پیامک آمد که شاعر عزیزمان به ملکوت اعلی رفته است....

http://www.ketabnews.com/detail-3319-fa-1.html

پیچک سر به هوا

مرحبا! . . . . . ذائقه تون ستودنی یه... الان این لینک کتاب نیوزو می خوندمو... . . . . جونایی که می تراوند ،تحسین برانگیزند... حالا که اون مطلبو خوندم نمی دونم چرا هی نفس عمیق کشیدن م گرفته... . . . . . نو به نو بجوشید الهی

ع.ش.ق

هيچ باورم نمی شود...

من...

سلام ممنون که سر زديد... اجازه هست که لينک شما را در وبلاگ مان درج کنيم....

ستاره ی شب

سلام و تشکر از پست زيباتون