...

یک بیت قشنگی علی اکبر لطیفیان دارد که می‌گوید "ما را به جبر هم که شده سربه زیر کن/خیری ندیده‌ایم ازین اختیارها". قبل‌ترها هروقت جایی میدیدمش کلی فکر میکردم که یعنی چی؟ مثلا چطوری به "جبر" آدم را سربه زیر کنند؟ یعنی خدا بیاید گردن افراشته و نفس"بلدم-بلدم"آدمها را بگیرد و خفت‌شان کند و بنشاند سرجایشان؟ بعد تکلیف این"اختیارها" چی میشود؟ گیرم که خیری هم ندیده باشیم ازشان.

این یکی دوسال اما،نزدیک‌ترین معنی که برای این"جبر" پیدا کرده ام،"گذر زمان"است، "سن و سال" است، هرچی گذشته و سال بعد سال آمده سربه زیرتر شده‌ام، زمان باد دماغ آدم را خالی می‌کند، به تو می‌فهماند که در مسند قضاوت و دانای کل نیستی،باید آهسته و سینه‌خیز از بالای آن منبر بیایی پایین دنبال یک لقمه حرف حساب. که خبری نیست، که کسی نیستی.

گذر زمان، داد و هوارم را خوابانده،از "اختیارها"ی خودم پناه آورده ام به دامان عقل کل،کم‌حرف و بی‌زبان،با "الامان"هایی که آمارشان بیشتر شده. "سوزن" هم اگر زده‌ام به کسی، "جوال‌دوز" بوده که هرروز به خودم زده‌ام. سربه زیر شده‌ام و سبک و آرام. مثل هر جزء دیگری در آفرینش، که گردن‌کشی نمی‌کند، شاخ و شانه نمی‌کشد، می‌داند که عددی نیست توی این دم و دستگاه عریض و طویل، می‌داند که اگر تنها رفیقش او باشد می‌تواند توی همین سربه زیری پادشاهی کند، می‌داند که "آزادی"اش را وام‌دار اوست و نباید به هیچ قیمتی به "هیچ کس" بفروشدش و شاد است و رقصان و خندان و عذرخواه از همه روزهایی که "سربه هوا" گذشته‌اند.

/ 17 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
1001

هست را اگر قدر ندانی می شود بود... شاید چون همیشه هست قدرش را نمی دانیم! . . مثل همه، خواندنش لذت و آرامش جالبی داشت.[گل]

هشت بهشت

دیگر کسی به کلبه تنهایی من سر نمیزند، نترسید،دل شکستگی که واگیر ندارد[دلشکسته]

کوثر

سلام با خدا باش و پادشاهی کن... حتی سر به زیر همه چیز زیر قدم های توست

انفرادي

چقدر هم "گيومه"

حسنیه

مطمئنا حق با روزهایی بود که فکر میکردم همه‌ی افعال غیر از «امر» را باید از ادبیات حذف کرد

هنا

"زمان باد دماغ آدم را خالی می‌کند" اولا که این جمله خیلی خوب بود! دوما خیلی خوبه که بعد از خالی شدن باد دماغ رقصان و خندان و عذرخواه باشه آدم نه افسرده و شاکی. یعنی یه مرحله بعد از خالی شدن باد دماغ هست که در واقع نتیجه ست......خیلی خوبه که نتیجه ت خوب بوده.

هنا

4-5 تا خوب گفتم تو یه کامنت[زبان]

رواق

قفس گشودی ام و اختیار بخشیدی همین که از قفست پر زدم زمین خوردم

سناء

عطش شکن تولدش مبارک[دست][قلب] به قول کلاه قرمزی تولد عید شما مبارک!

نجوا

میگن درخت هرچی بار میاره سر به زیر تر میشه رسم و درستش اینه. اما وای به روزی كه سن بالا رفته باشه و همچنان گردن كشی ها هنوز باشه...