دچار یعنی...

خیلی فکر کردم ولی هنوز نفهمیدم کدامش بهتر است،

هنوز نفهمیدم اگر بخواهند ارزشی بگذارند بر رابطه ای کفه کدام یک از این دو تا پایین تر می ایستد.

 

این که رابطه ای این گونه آغاز شود،با دوست داشتنی بزرگ .با جاذبه ای بین دو روح،این که تو دوستش داشته باشی خیلی ،آن قدر که معمولی ترین نگاهش برایت موجی باشد که از دل دریایی وسیع برخاسته است،طوری که ساده ترین حرفش برایت جادویی از کلمات باشد.این که به او محبت کنی چون چاره ای جز محبت به او برای آرام کردن آتشفشان دلت نداری،این که او را می بخشی چون چاره ای نداری جز گذشت ، حتا اگر عتاب کند،سرزنش ات کند ،کوچک ات کند ،چون روح تو در میدان مغناطیسی روحش چسبیده به زمین ،چون نیاز داری به بودنش ،به سلامتی اش،به شادی اش،به آرامشش.

 

یا،

 

 این که تو رابطه ای را آغاز کنی بی آن که هیچ عشقی قدم اولش را برداشته باشد،بی آن که در آغاز جاذبه روحی در کار باشد،بی آن که در میدان مغناطیسی یک دوست داشتن عظیم گیر کرده باشی،بعد هر دو زحمت بکشید،هم را بشناسید،خوبی های هم را کشف کنید،بدی های هم را ببینید اگر شد تبدیلش کنید و اگر نشد سعی کنید قورت شان بدهید،سعی کنید توی همان حرف های ساده معمولی روزمره یک برق تازه پیدا کنید،تور بزنید،حتا گاهی مجبورید ماهی بسازید و بیندازید توی رود نگاه آن دیگری تا وقتی صیادانه می روید لب حوض چشم هاش چیزی باشد برای تور کردن و دست خالی برگشتن خط خطی تان نکند.به هم محبت کنید چون نمی خواهید این رابطه ای که این قدر دارید برایش زحمت می کشید خراب شود،به هم احترام می گذارید تا این درخت دوستی ای که نشاندید نپژمرد،همدیگر را می بخشید، بسیار سعی می کنید از خطای هم بگذرید و برای این توانستن مدام خوبی های آن دیگری را به خود خاطر نشان می کنید تا گذشت آسان شود.زحمت کشیده اید برای این رابطه،ثانیه ثانیه اش را با همین دست های لرزان خودتان ساخته اید،لرزان ازین روی که دو روح بیگانه را خواستید یگانه کنید.

قبل ترها خواندم که یکی گفته بود دومی ارزش بیشتری دارد ،دلایلش هم قشنگ بود،ولی خودم بین این و آن همیشه در رفت و آمدم!

 

 

/ 14 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پیچک سر به هوا

یعنی چه؟! صفت‌هایی که برای این دو نوع از رابطه استفاده کردینو ملاحظه کنید؛ چه دلیلی داره که صفت‌های خوب و سعی و تلاش ‌پی‌گیـر ِ رابطۀ دوم، در اولی وجود نداشته باشه؟ و صفت‌های سرخوردۀ رابطۀ اول، توی دومی موج نزنه؟ ما با رفت و آمد موافقیم. زیاد هست موارد اجتماعی‌ای که رفت و آمدش دل‌چسب‌تر و خواستنی‌تر است؛ گاهی این شک و تردیدها شرف دارند بر خیلی از یقین‌ها.

مریم

من فکر می کنم رابطه خدا با ما مثل اولیست و رابطه ی ما با خدا مثل دومی! توضیح داردها،اما نمی دهم.برداشت آزاد است![گل]

سعی می کنم

در رابطه دومی این همه تلاش برای چیست؟ چرا باید دو روح بیگانه را یگانه کنیم؟

حضورناپدید

گاهی آدم به گروه اول بد و بیراه میگه. که عقلتون کجاست. این هوسه. این فلانه ولی وقتی درگیر دومی میشی.. میفهمی که چقدر جای اولی خالیه. درد این روزای من

قاصدک

اگه تو اصلا عیبهای یه نفر رو نبینی اگه هی له بشی و به خیالت عاشق بازی دربیاری اگه طرفت بلندترین فریادهارو سرت بکشه و تو باز هم دم برنیاری اگه اون بره پی کارش و تو هنوز احساس عاشق بودن بکنی به هزار و یک دلیل موجه و غیر موجه...خوبه؟؟؟؟ خوبه که سر این عاشقی(مخصوصا اگه یه طرفه باشه) همه ی روحت رو ببازی؟؟؟ خوبه که داغون بشی و خیال کنی خوشبختی؟؟؟ خوبه که طعم و مزه ی کشف خوبیها و بدیها رو از دست بدی و همه چیز رو رمانتیک ببینی؟؟؟ اگه طرفت اسمش خدا باشه آخ که چقدر این تسلیم بودن خوبه ولی غیر خدا چی؟؟؟اون چیزی که اسمش عشقه و آوردن نامش حرمت داره و مقدسه همون عشقیه که هر دو نفر باهم قدم بذارن جلو. باهم یواش یواش رفیق بشن.بعدش دوست بشن.بعدش عاشق بشن.بعدش واسه ی هم بمیرن.عاشقی که یکهو عاشق میشه طعم این مراحل زیبارو میفهمه؟؟؟

قاصدک

اولی خیلی حماسیه.یه جور جاذبه ی پنهانی داره که آدمو به سمت اسطوره شدن می بره اما دومی ملموس تره.آدما می فهمن دارن چی می کنن.حتی اگه عاشق شدنشون طول بکشه بعدها بیشتر قدر اون زندگی رو می دونن.آدمها فقط توی قصه دوست دارن اسطوره ای زندگی کنن.توی واقعیت همشون زیر این عشق پر عتاب له میشن.آدمانه زندگی کردن همون آرامشی رو که توی احادیث اومده به ارمغان میاره.عشق اولی آرامش توش نیست.

ehsan

خواندم.

انفرادی

من هم که هنوز هیچ نفهمیده‌ام... ولی کلن بهتر است است این دوستی کردن.. به هر شکلی که بدست بیاید..

خسرو حسینی

سلام احساس می کنم حرف دل من رو زده باشی ولی بعضی وقتا فکر می کنم از مطلبت سردر نمیارم [سوال] من هم با رفت و امد مواقم . [گل][گل]

آفتابگردان

سلام تازه فهميدم كه برگشتيد. خوشحال شدم.[قلب] اصولاً زندگي خيلي سخته. اگر اولي‌ها هم مثل دومي‌ها ندوند و تلاش نكنند كارشان زار است. واقعيت اينه كه اولش شايد مثل اوليه شروع بشه يا نشه اما ادامه‌اش در هر حال مثل دوميه. من هم قبل از ازدواج در رفت و آمد بودم........