کشتی نوح

با عصبانیت داشت از کشتی بیرون‌شان می کرد،

دوتایی با دوتا چمدان کوچک ایستاده بودند و با نگاه پشیمان خواهش می‌کردند که بمانند. نوح هم حق داشت خب،یک گوشه از کشتی‌اش را خورده بودند آقا و خانمِ موریانه.

 

(+)

/ 4 نظر / 8 بازدید
دل آرام

به روز ترین وبلاگ تفریحی خبری ایرانیان همراه لینکهای دانلود موزیک های ایرانی و گالری عکس و ... به ما بپیوندید[گل]

ehsan

خواندم.

مریم روستا

چه بامزه بود این اعظم.

ناشناس

عبارت "جالب" بهترین تعبیر بود برای این ... این...داستانک...نه...داستانکک. در پناه احسن قصه گوها.