مرگ مجازی

  • شروع دوباره همیشه یک جورهایی سخت تر است. قبل ها فکر می کردم در شروع دوباره ، در این از سر گرفتن باید با  یادداشتی شروع کرد که بترکانَد . که ذائقه ها را غافل گیر کند.
    اما این چند وقت این چرندیات کامل از مخم پریده ...سربه راه تر از آن شده ام که بخواهم شیطنت کنم و دست کسی را بگذارم توی حنای واژه ها.
    می نویسم و نمی دانم چه رازی ست که دلم رضا نمی دهد به دوباره نوشتن ...گرچه دنیا پر از صداست و میان این همه شلوغی بودن یا نبودن یک صدا اهمیت چندانی ندارد. دنیا معطل کسی نمی ماند ، راه خودش را می رود و خوش به حال دنیا!
  • می نویسم به خاطر خودم ... به خاطر آن تشنه خشکیده لبی که روزگاری بی خودانه در پی جرعه های نوشتن بود و هر روز که می گذرد بیم آن دارم که در درون من جان داده باشد.
  • شده بودم مثل روح سرگردان ، هی پنجره را باز می کردم ، می آمدم به نشانی خانه ، نگاهش می کردم ، با اشتیاقی عجیب ، گویا منتظر بودم پست جدیدی در او متولد شده باشد ، بعد یادم می افتاد که خودم درش را تخته کردم ، این من بودم که گفتم نه ...نمی نویسم یه مدتی و یه مدتی یعنی نمی دانم تا کی! دلم آن جا بود . به مردن می ماند ،  مرگ مجازی ! حالا می فهمم که روح های مسافر  چرا در حوالی خانه شان سرگردانند ...
  • می نویسم و کودکانه از تو می خواهم که بر من ببخشایی این بی مزه بازی ها را ، این رفت .و آمدها را ...و بگذاری به حساب زمستان که سرد بود ، خیلی سرد . و مه بود ، خیلی مه ...
/ 17 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یونس

سلام لطفاِ به آدرس ذیل یه سرکی بزنید : http://www.iran-tcac.com/Page/?id=167 خبر این مسابقه را داشتید خانم ایرانشاهی؟ حضور يك رقيب جدي انگيزه براي شركت را قوي مي كند ![دست]

ehsan

خواندم.

ماهیان ندیده غیر از آب. پرس پرسان ز هم که آب کجاست ؟ ...

حضورناپدید

ای ول. با این تیکه تون حس کردم عطش شکن به روزهای اوجش بازگشته

سفیر

چقدر امسال بهار زود آمده... قالب قشنگ... نثر روون... متن صمیمی... چه عالی که باز اومدی... رسیدن به خیر.

:.:

سلام.شما که می خواستید برگردید چرا اصلا رفتید؟؟؟؟؟

پروردگارا! پست جدیدی برسان! ذائقه ش را طربناک فرما... و چیزی در کاسه ش بنه از جنس خودت... گاه به گاه این جا می آیم تا بخوانمو لبی تر کنم... جناب عطش شکن حالا که آمده اید بسم الله چشم به راه نوشته های تانیم که مزۀ پست های آرشیوتان را تداعی می کند... یا علی مددی[گل]

ستایش

چه دیر کردم!!!! چه خوب که هستید... همیشه بر قرار باشید [گل]

محسن حاجی کریمی ساری

خوش آمدی. قدم سر چشم. قرارمان بود خبرکی -چیزی- بدهی. جواب محروم ماندن ما در این چند مدت (5-22 اسفند) را چه کسی چه جوری می خواهد بدهد؟