این پیرهن آبیه!

چشم‌هاش مشکی و درخشان و موهاش جوری که انگار همین الان از قدم زدن در باران برگشته باشد، پیراهنش آبی و بلند و سبک و خلق و خویش از آن سر به زیرها که خودشان خوب می‌دانند هنوز خیلی راه دارند تا سربلندی. 

تولد

بعد از ظهر روز هفتم فروردین سال 85 بود که تصمیم گرفتم برای خودم وبلاگی دست و پا کنم. طرز تهیه وبلاگ را قبلا از یک مجله سیاه و سفید دانشجویی بریده و لای یکی از کتاب‌ها گذاشته بودم، ساعت‌ها وقت صرف شد تا توانستم راهش بیاندازم و بعد هی نگاهش کنم و فکر کنم که خب حالا چی می‌خواهم این تو بنویسم؟

شروع کردم و کم کم راه افتادم، با همه‌ی فراز و فرودهایش الان که نه سال از آن روز می‌گذرد اینجا را از شما چه پنهان هنوز مثل روز اولش دوست دارم، حتی بیشتر.

 

آینه‌ بندان

نوشته‌های اینجا بیشتر از آن که به درد دیگران بخورد برای خودم مفید بوده،با اینجا نوشتن آرام تر می شوم و می‌توانم خودم را در آینه‌ی آرشیوش بهتر و دقیق‌تر ببینم، آن هم توی زمانه‌ای که آرام‌ها و آینه‌ها فراوان نیستند.

 

گنجشک و جبرئیلم

از به یادماندنی‌ترین‌های این‌جا یکی بازی وبلاگی "مسجدهای دوست داشتنی" بود که از همین‌جا شروع شد، بعدش به دل‌ها نشست و در وبلاگستان ازش استقبال شد، دیگران هم نوشتند و سر از روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها درآورد. (+) و (+)

دیگری هم عرفه خوانی پنجاه شصت نفری‌مان بود با نام "یک جرعه آسمان" که ایده‌اش را بچه‌های هیٱت وبلاگی سبو دادند، به منی که هیچ نمی‌شناختند اعتماد کردند و پرچم را دادند دستم، من هم با دلی که آن روزها زلال‌تر بود همه سعی‌ام را کردم تا حرکت گروهی خوبی از آب دربیاید. پر بازدیدترین روزهای وبلاگم هم همان ایام بود.(+)

 

سه تا از قشنگی‌هاش

از قشنگی‌های اینجا که خیلی به خاطرشان خوشحالم و نمی‌توانم این خوشحالی را پنهان کنم این است که:

- کامنت‌دونی اینجا در همه‌ی این سالها همیشه باز بوده و هیچ‌وقت هیچ کامنت دور از ادب یا نامناسبی نداشتم که مجبور به حذف کردنش شوم، با آن که شخصی نویسی‌هایم زیاد هستندهیچ‌وقت ناچار نشدم کامنت‌ها را قبل از انتشار تٱیید کنم و خیلی ممنونم و خیلی خدا را شکر:)

- هر بار که اینجا برای کاری از آنهایی که عطش‌شکن را می‌خوانند کمک خواسته‌ام بی‌جواب نگذاشته و کمک کرده‌اند. برای پر کردن پرسش نامه پایان نامه‌ام همین‌ شما که خیلی خوبید به دادم رسیدید. این لباس آبی قشنگی را که الان تن این وبلاگ می‌بینید هم یکی از آشنایان نادیده‌ی اینجا از سر لطف برایش دوخت، بی‌آنکه حتی واضح و مستقیم ازش خواسته باشم، زمانی که آرشیو اینجا پریده بود یک بنده خدایی که وبلاگش را تا آن روز ندیده بودم کامنت گذاشت که می‌تواند کمک کند و آرشیو را برگرداند و خیلی لطف‌های دیگر از این دست..

 

- یافتن آدم‌های خوب هم موهبت ویژه‌ای‌ست که به واسطه‌ی عطش‌شکن نصیب من شد، آدم‌هایی که توی خواب هم نمی‌دیدم توی این خمین کوچک عزیز خودم نشسته باشم و بتوانم پیدایشان کنم. آدم‌های بلند نظر و پرسخاوت و حال خوب کن و باهمت، آدم‌های پخته و  اهل دل و اهل قلم و اهل کتاب که می‌فهمی‌شان و می‌فهمندت و  بودن شان نهیبی ست به تو که "یاد بگیر.."

 

دعوت در دعوت:

این چند بند، به دعوت پیچک خان و محدثه انسی ن‍ژاد عزیز نوشته شد برای بازی تاریخ شخصی وبلاگ‌ها.

حضرات "بیمارستان دریایی"، "وقتی نیست..."،"بهار نارنج" و "وبلاگوار" دعوت‌اند به نوشتن، اگر دوست دارند و وقت دارند.

/ 13 نظر / 39 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دکتر یونس

من شرمنده ام بزرگوار.

گیومه

سلام یادم هست وقتی مرا به پیوندهات اضافه کردی؛ در باورم نمی‌گنجید. یعنی با اینکه وبلاگ خودت بلند بالا خوب است، در انتخاب پیوندها آسان‌گیر هستی و مرا هم پذیرفتی وقتی برای پست‌های ناامیدانه‌ام، کامنت‌های امیدوارانه می‌گذاشتی و درکم می‌کردی؛ چقدر حرف هایت ناب بود دخترک شاد با گیسوهای رهای خیس شده در باران! دوستت دارم :)

سپیده صبح

سلام خدا قوت إن شاءلله با عنایت امام عصر به دوران اوجتون برگردید التماس دعا

الهدی

سلام بانوی عطش من که عاشق این صفحه ی آبی هستم نوشته های متین و هنرمندتون پایدار روی ماه آن دخترک قشنگ رو ببوسید :)

محدثه

"عطش شکن" همیشه از وبلاگ های دوست داشتنی برای من بوده. مخصوصا با این رنگ آبی قشنگش. ممنون که نوشتید :)

خیس باران

سلام به روی آبی آسمونی اینجا و کلیددار عزیزش از صفحه نسل سوم آدرس اینجا رو یاد گرفتم. جالبه! درست تو همین حوالی ایام فاطمیه! چقدر دلم تنگ شد برای وبلاگ هام!!!! از احوال بانوی کوچک خانه تان چه خبر؟ ببوسید روی ماهش را

محدثه

عیدتون مبارک. سال خوب و پر از شادی و برکتی باشه برای شما و خانواده تون. به خصوص دخترک :*

چرا فقط بیثمر وارداتی مخرب محیط زیست می کارند؟

سلام علیکم سال خوبی داشته باشید طرح جامع و قابل اجرا برای اقتصاد، رفع تحریمها که نجات محیط زیست و باعث حل بحران ریزگردها و آلوگی هوا هم هست متأسفانه یک قرن با تفکری خطرناک در دنیا مسئولین منابع طبیعی و سازمان پارکها و... در فضاهای سبز و جنگلکاریهای درختان میوه نمی کارند و به بهانه زیبایی منظر داخل شهرها و به بهانه مبارزه با بیابان زایی خارج شهرها فقط درختان بیثمر می کارند. آن هم فقط درختان بیثمر خارجی وارداتی! حداقل درختان بیثمر وارداتی کم ضرر و بی ضرر را نمی کارند. و فقط پر ضررترین و مخرب ترین و مهاجم ترین درختان بیثمر وارداتی را همه جا با پول ملت ها می کارند. به جای ایجاد جنگل، جنگل نمای تخریب کننده جنگل و مرتع و باغ و مزرعه ایجاد می کنند درختان حساسیت زای بیماریزایی که مانع تشکیل ابر و بارش شده و باعث تخریب محیط زیست می شوند، و با ده ها عملکرد منفی هوا را به شدت آلوده می کنند و ریزگرد های وحشتناک تولید می کنند و باعث گرمایش کره زمین می شوند. همچنین سبزیجات، گیاهان مرتعی، گیاهان دارویی و معطر کاشته نمی شود. و فقط چمن پرهزینه وارداتی مخرب محیط زیست کاشته می شود مسئولین و مردم بسیاری از کشورها متوجه این خیان