خانم لطفاً سربسته ننویسید

  تقصیر من نیست،باور کنید.تقصیر خود این داستانِ همشهری است که هر شماره اش که درمی‌آید دست کم یک حرف ناب و تازه‌ و تکی درش هست که تو جایی دیگر نمی‌توانستی به این راحتی‌ها پیدایش کنی.حرفی که به وجدت بیاورد و نگذارد سرسری و آسان ازش رد شوی.

در شماره خرداد ،به بهانه سالگرد رحلت امام(ره)، تعدادی از نامه‌های خانوادگی ایشان آورده شده است ،سال 1351 است و امام در عراق تبعید است.همسرشان برای سر زدن به بچه‌ها و اقوام سه ماه به ایران سفر می‌کند.نامه‌های رد و بدل شده در این سه ماه در داستان همشهری در بخشی با نام "روایت X نامه " کار شده است.

مخاطب نامه‌ها گاه خانم خدیجه ثقفی،همسر امام و گاه احمدآقا و گاه فریده و صدیقه،دو دختر امام هستند. من قبل از این ، آن نامه معروف عاشقانه‌ی ایشان خطاب به همسرشان را خوانده بودم اما متن این نامه‌‌هایی که  الان دارم ازشان حرف می‌زنم برایم خیلی جالب و قابل تأمل بود.

لحن گرم و صمیمی، تکه و کنایه انداختن‌های به جا و رندانه، شوخی،دلتنگی،نگرانی از حال عزیزان به اضافه جملات قاطع و صریح ،از جمله مواردی ست که از محتوای نامه‌ها برمی‌آید.

خطاب‌هایی که ایشان به همسر و فرزندانش دارد ،عباراتی مثل "به احمد عزیزم"، "قربان فریده و صدیقه"، "به خانم محترمه عزیزه ام"، برای ماهایی که از نزدیک امام را ندیده‌ایم تا نسیم  خنک مهربانی و عطوفتش را چشیده باشیم، کمی غریب به نظر می‌رسد.

جمله‌هایی مثل "از خانم مدتی‌ست کاغذ ندارم،لابد زیادی دید و بازدید موجب فراموشی‌اش شده است. " یا وقتی به دخترش می‌نویسد: "از حال خودتان زود به زود مطلعم کنید که به واسطه عادتی که به دریافت کاغذ شما داریم،نگران می‌شویم..." یا آن‌جا به همسرش می‌گوید :"هیچ‌وقت به طور سربسته و اجمال چیزی ننویسید که موجب اضطراب ما شود "،برای ماهایی که بیشتر بعد قاطع و نافذ و پرقدرتِ امام را دیده ایم و مجال نداشتیم وقت شنیدن رایحه خوش صدایش ،ابر چشمان‌مان بی اختیار ببارد، تازه‌گی دارد.

تازه می‌فهمم فرق امام را با  خیلی‌های دیگر که به همان‌هایی که امام معتقد بود ،معتقدند ولی در خانه و نسبت به  اهل خانه یا بی‌تفاوتند و یا برج زهرمارند و یا خیال می‌‌ کنند با قدری صمیمی شدن، از حرمتشان کم می‌شود و سبک می‌شوند.

و باز با خواندن این نامه‌ها ناخودآگاه خنده ام می‌گیرد به کوتاه فکری و ظاهربینی آن‌هایی که هنوز نفهمیدند با کی طرف بودند، و هرسال دوازده بهمن که می‌شود آن سوالِ  "آیت الله!شما الان دارید بعد از 15 سال دوری به وطن برمی گردید و ملتی منتظرتان هستند و هر آن ممکن است هواپیمای شما را بزنند و ...حالا چه احساسی دارید؟" و جواب "هیچی!" امام را توی بوق می‌کنند و در وبلاگ‌ ها و .... شان این پاسخِ بلندِ عجیب را -که برای روح‌های کوتوله ای مثل ما غیر عادی می نماید- نماد سنگ‌دلی و بی عاطفه‌گی می‌دانند و می‌نویسند که "آن مرد آمدو احساسش را برایمان آورد : "هیچی"!

باز فکر می‌کنم که چقدر مانده تا ما آن مرد را بشناسیم ، آن‌گونه که بود .مردی که به قول رهبر "به همه فهماند که علی‌وار زیستن،و تا نزدیکی مرزهای عصمت پیش رفتن افسانه نیست".

/ 13 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دردهاي خاكستري

امام(ره) نبايد توسط احزاب و جناح‌ها، مصادره به مطلوب شود. امام محور است.

admin

درود دوست تارنمای بهداشت عمومی بروز شد از باشندگی شما سپاسگذارم

مهدیه.ع

یا لطیف سلام و درود خدا بر محمد و خاندان بابرکت او سلام بر امام عصر سلام بر دوست عزیزم! طاعات قبول! ماه رجب و توبه هایت مبارک! با توجه به ماه زیبای رجب و نزدیکی شب آرزوها یک کلوم حرف زده شده: بگذار آرزوهایت قد بکشد! مثل علم عباس... منتظر حضورتون و استفاده از نظرات ارزشمنده تون هستم. اللهم عجل لولیک الفرج

المینا

سلام رسول خدا(ص) فرمود: صلوات فرستادن شما بر من روا شدن حاجتهای شما است و خدا را از شما راضی می گرداند و اعمال شما را پاكیزه می كند. یه طرح قشنگ بهار صلوات قراره برگزار بشه. خوشحال میشیم شرکت کنید. اللهم عجل لولیک الفرج

حمید درویشی

سلام بر شما من هم در اعتراض به فرایند تحقیرآمیز و ناعادلانه باقرالعلوم در مصاحبه شرکت نکردم. برایتان آرزوی موفقیت می کنم

خاله زهرا

بابا چرا خواننده های پروپا قرصتو اینقدر معطل میذاری . بنویس منتظریم .

شوشترنگار

سلام سیزده رجب مبارک باد با شعری از استاد سجادی سرفراز و سربلند در سایه ولای علی(ع) یاعلی التماس دعا

مسافر

آسمان به اندازه پنجره نگاه ما کوچک می شود در پناه خدا [گل][قلب]

مسافر

تو هم که انگار نوشتنت نمیاد

صهبا

سلام خوشم آمد و با اجازه بی اجازه تان با ذکر منبع ازش استفاده کردم