...

 صفحه را باز می کنی که بنویسی ،

کلمه ها گم می شوند در هجوم این توفانی که می وزد . دلت را توی بقچه می پیچی برمی داری ببری یک جا گم و گورش کنی ، هیچ جا را پیدا نمی کنی ، وبال خودت است تا آخر  ...

هرجا که بدهی اش ، به هر که بسپری اش آخر ِ آخرش بیخ ریش خودت بسته اند ، سنگینی اش مال توست ،تردیدهایش ،واهمه هایش ، امیدهایش ، همه چیزش ...به  هر که بدهی آخر پاسش می دهد توی بغل خودت ...

صفحه را می بندی ...

/ 10 نظر / 8 بازدید
پیچک سر به هوا

................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................

شيوا

:-|

بادبادک

پس فکر کردی این دنیا خبری از این بالاتر هم هست؟ اینکه باید وبال گردنت باشند ....

ستایش

ای بابا...خب این دل را که به تو دادند گفتند فقط مال خود خود توست ...((البته همچین مال خود خودت هم نیست ها!)) ولی دلت به اسم توست و همه چیزش را هم به پای تو می نویسند هر جا که باشد خواهی نخواهی تو هم آن جائی،گم که شود خودت هم در به در میشوی توی این بلوای طوفانی هر کسی تاب سنگینی یک دل اضافی را ندارد ،بینی اینهمه دل گمشده و در به در را؟! دلخور نباش شاید دلت را به در خانه ای که باید می بردی نبردی!!

ehsan

خواندم.

...

. . . جداً؟؟!!! آخه چرا؟ً . . . می شه یه لطفی کنینو حداقل خصوصی واسه م کامنت بذارین،این احساس عجیب تون نسبت به اون عکس ناشی از چی یه؟ یا حداقل بگین احساس تون چه جوریاس؟ تو چه مایه هایی یه؟ . . . به کنج کاو دون م که به تحریک اومده ناجووووووووووووووور رحم کنین لااقل

سفير

خيلی کامنت با حالی گذاشته بودی دختر!

حضورناپديد

ما دمای روحمان پايين بيايد جای عجب دارد! ولی دمای روح شما هم همچين نرمال نيست ها!! بنابراين با توجه به احتمال سهميه بنديه آب٬ دستمال نمدارتان را پس می فرستيم که بعدها مدعی نشويد

عباس

دلم برای خودم تنگ می شود گاهی

الهدی

سلام......دلم رو برای همين دوست دارم! اينکه هر که مرا از بيخ خودش باز کند او مال من است..مال خود خود خودم....با تمام آرزوها/اميدها/تلخی ها/شاديها/خنده ها و گـــــــــريه هايش!خدا کند دلمان آباد باشد در اين خراب آباد.ياعلی.ع.