در رفت و آمد

پر دارد

پر می کشد بی هوا و می رود

روحی از نوشته های ما

جسم می شوند واژه ها ،بی جان ،سرد ...به دل نمی شینند .

یک وقتی ،یک دمی  ،بی هوا دوباره برمی گردد.

جان می گیرند واژه ها

به دل می نشینند

به جزایی می رود شاید،به پاداشی برمی گردد شاید

/ 9 نظر / 7 بازدید
نجوا

قصه ی از دل برآید و به دل نشیند است شاید..

مریم روستا

کاش "کلمه" بشوند این "واژه"ها وقتی که جان می گیرند و برمی گردند... خیلی شادم کردید با آمدنتان, راستی که حادثه های دم به دم از عطشتان کم نکرده... برایتان عطش می خواهم ,باز هم... [گل]

رها

دیر به دیر چیزی می نویسم اینجا اما زود به زود می خوانم! [گل]

رها

" به جزایی می رود شاید،به پاداشی برمی گردد شاید "

سعید

سلام.با اشعاری جدید از خودم به روزم.یا علی[گل]

محبوبه

راست میگویید این واژه ها باید روح داشته باشند تا بر دل بنشینند روح را هم که فقط یک نفر می تواند عنایت کند کلمه هایمان باید مسیح وار باشند تا خواندنی شوند باید مثل پسر مریم روح خدا باشند کلمه ی خدا...

انفرادی

بله...

خیس باران

شاید[لبخند]

ehsan

خواندم.