و سردش نبود

گفتم: "خاکستر گداخته را زیر و رو نکن"بی زحمت! 

گفت :خب شاید سردمه...

/ 7 نظر / 6 بازدید
مریم

گاهی بعضی خود خواهی های دیگران ما رو به خودمو ن میاره

بی امان

سلام قلم تونایتان را می ستایم. برایتان آرامش آرزومندم. مانا باشید.

ehsan

خواندم.

عطش شکن

فاضل نظری یک شعری دارد این جوری: ما گشته ایم،نیست ،تو هم جستجو مکن آن روزها گذشت دگر آرزو مکن دیگر سراغ خاطره های مرا مگیر خاکستر گداخته را زیر و رو مکن

زهرا

بابا تو که زدی به سیم آخر!چقدر آپ کردی....مردیم

انفرادی

ای وای! اولش که کلیک کردم و وبلاگ باز شد, کلی پست نا آشنا و جدید دیدم.. بافت زمینه هم هنوز نیامده بود و یک رنگ ساده بود... فکر کردم وبلاگ را اشتباهی آمدم! برگشتم!!!

برای خاطر آیه ها

خاکستر گداخته... . [گل]