شنیدنی ست!

گاهی چنان بدم که مبادا ببینیی ام
حتی اگر به دیده ی رؤیا ببینی ام


من صورت ام  به صورت شعرم شبیه نیست
بر این گمان مباش که زیبا ببینی ام


شاعر شنیدنی ست ولی میل، میلِ توست
آماده ای که بشنوی ام یا ببینی ام ؟


این واژه ها صراحت تنهایی من اند
با این همه مخواه که تنها ببینی ام


مبهوت می شوی اگر از روزن ات شبی
بی خویش در سماع غزل ها ببینی ام


یک قطره ام و گاه چنان موج می زنم
در خود که ناگزیری دریا ببینی ام

 

 شب های شعر خوانی من بی فروغ نیست
 اما تو با چراغ بیا تا ببینی ام

 

 

پی نوشت:

تقریبن همه ی غزل های محمد علی بهمنی را زیاد دوست دارم،آن ها که در آلبوم "عشق است..."آمده که دیگر خیلی زیاد...

/ 21 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

خیلی قشنگه. اگه کتابشو داری بده امانت. خیلی وقت بود اینجا نیومده بودم....برف اومده یا مداد رنگیاتو گم کردی؟

راهی

هر جا که اینجا نیست[لبخند]

صدرا

سلام! آهسته آهسته به روز بعثتش نزديك مي‌شويم او مبعوث شد براي ما و شما دعوت شده‌ايد به چهارمين مراسم هيات وبلاگي سبو با عنوان "فرستاده" قدمي در راه محبوب‌ترين انسان زمين با برداشت‌هايي از آيات كلام الهي منتظرت هستيم http://sfo.blogfa.com/post-106.aspx http://sfo.blogfa.com/page/27sabo.aspx

ehsan

خواندم.

یک نفر

سلام یه نظر برای مطلب قبلی گذاشتم تونستی بخون نظر بده

راهی

در ناکجاآباد من در شکوفه هست نه باران که سلامی برسانم. بیایی می بینی[لبخند]

مهدی

سلام [گل] عصر ظهور زمان کار و تلاش بی وقفست. هر یک از ما فرمانده اتاق جنگ مسولیتهای خود هستیم. در اتاق جنگ کسی وقت اضافه ندارد تا سری بخاراند. 7 روز دیگر در 28 رجب کاروانی راهی می شود. بنا داریم خود را به این کاروان برسانیم کاری نداریم که به میهمانی می رود یا نه با آن همراه می شویم ولی نه تا کربلا بلکه تا امروز و تا آخر. با آن به بعثت می رسیم. ما دشمن را رها نخواهیم کرد. دشمن اگر مقابل امام ما بایستد در مقابل تمام دنیایش خواهیم ایستاد هر کجا باشد. ما جای متهم و شاکی را اشتباه نخواهیم گرفت. [گل] تا در عالم شرک و کفر هست مبارزه هست و تا مبارزه هست "ماهستیم" [گل]

شب مهتابی

سلام مادر مهتاب منم همسایه ی همیشه دلتنگ قدیمی ... خیلی خیلی خوشحال شدم که این حقیر رو فراموش نکردید و سر زدید. بی نهایت ممنون از اعتمادتون. مگه میشه مهتاب نامه ها رو از یاد ببرم؟ یه چیز میگم ... شایدم فکر کنی دیوونه ام ... هر چند هستم ... همه ی نامه های مهتاب رو پرینت گرفتم با همون عکس ناز گوشه ی وبلاگتون . همون دختر ناز که روی تاب بود ... همیشخه می خونمشون و بدون استثنا همیشه گریه ام می گیره .... همیشه ... یه گریه ی پاک که نمی دونم از کجا می آد ... اینا کار تو نبودن کار مهتاب بودن .... همون مهتابی که همیشه با ماست ... و نیست ... و همیشه منتظرشیم .... منتظر .... بازم بهم سر بزن مهربان ... افق نگاهت بی انتها .... یا حق

زلال

گاهی چنان بدم که مبادا ...