بگذار بگذرد

دکترم گفته مریض است ،دلش را ببرد

گره بر پنجره فولاد خراســــــــــان بزند

.

.

حواسم را پرت می کنم ،با نوشتن اینجا،با این کوتاه نوشته های تلخ و شیرین،با فک زدن های بی خودی در گودر،با طرح داستان های تازه،با نوشتن و نوشتن و نوشتن....

نخ بادبادک حواسم را می سپارم به باد،رها می کنم ،که برود دور ،خیلی دور ... 

دعا کن مرا،

دعای تو خوب است. 

 

/ 19 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرزانه

سلام. دلم حسابی گرفته از اینکه حتی نزدیک پنجره فولاد هم راهش نمی دهد.

مسیر

سلام چشم![گل]

عطش شکن

"شاعری بست نشسته است که باران بزند ابری از شرق بیاید سوی تهران بزند. هدهدی باز هوایی ست ، کبوتر بشود !؟ پر کشد تا حرمت سر به سلیمان بزند مصلحت هست که بد مست نگاهت باشد ؟ جرعه نه ، از کرمت یک دو سه لیوان بزند طاق ابروی تو را مرکز تذهیب کند تاب گیسوی تو را گوشهء قرآن بزند . چه عجیب است که تو فال دل من شده ایی طرح آن گنبد بالا کف فنجان بزند !! بست شیرازی تو خادم بد می خواهد اشک و جارو بکند شعر به ایوان بزند ؟ من که خوبم ، دو سه روزیست دلم میخواهد آخر راه تو باشی به خیابان بزند . دکترم گفته مریض است دلش را ببرد گره بر پنجره فولاد خراسان بزند . "

زلال

شعر بسیار زیبایی بود. حالا من هوایی بشم برم مشهد، شما شاکی میشین که تو چقدر میری مشهد ! گفته باشم سر شوخی رو خودتون باز کردین

ehsan

خواندم.

صدرا

براتون دعا می کنم که خیلی زود سعادت زیارت آقا امام رضا نصیبتون بشه.

الهه

گفتنی ها کم نیست من وتو "کم " بودیم...

ضحی

عطش جان رفتم حرم امام رضا و نفس کشیدم و فکرش را بکن نیمه شب که رسیدیم باران زده بود و عکس حرم افتاده بود روی زمین و به قول سهراب "روی زیبا دو برابر شده بود

کرم کتاب

سلام من کنکور دارم و به یه وب معنوی نیاز مبرم دارم( نه واسه کنکورم) من 3 ماهه میخوام برم حرم . اما نمیشه که بشه ! و من از خودم نا امیدم من لینکتون میکنم با اجازه به من یه سر بزنید پ.ن: من مشهدی ام. با وبلاگ شما هم از طریق یه روزنامه آشنا شدم