همدان

  فکر می کردم فقط خودم هستم که وقتی توی جاده تابلوی "همدان فلان قدر کیلومتر"را می بینم نفسم بند می آید و قلبم گروپ گروپ می زند.

حالا فهمیدم تو هم همین طوری هستی،نه فقط من و تو که خیلی از آدم هایی که آن روزها آن جا بودند همین مدلی هستند،نمی دانم همدان این شهر خیلی قدیمی، همیشه همین طور خاطره خیز و شورخیز بوده یا به چشم ما این طور آمده .

 

البته از جناب بابا طاهرش و همین طور اسم خیابان ها و کوچه هایش بر می آمد که تا بوده همین بوده:"غبار همدانی"،"مفتون همدانی"،"میرزاده عشقی"،"بهاری همدانی"،"گنبد علویان"

 

و برای من:"....."،"....."،"...."،"..."،"..."،"..."،"..."،"..."،"..."،"..." و کلی چیزهای دیگر ،اسم های دیگر،آدم های دیگر ،مکان های دیگر ...فضاهای خوشبو،آدم های ماندگار ،خاطره های زنده و جان دار که مثل ماهی کف دستم وول می خورند تا به آبی برسانمشان.

 

همدان را فارغ از آدم ها و خاطره هایش هم دوست دارم.حتا یادم هست که وقت رفتن یک "خداحافظ همدان"ِ پر آب و تاب برای  هگمتانه اش نوشتم.

 

امروز مجموعه شعر یکی از بچه های آن روزها که تازه منتشر شده را ورق می زدم ،جالب بود برایم  تکرار نام همدان در شعرهای او هم :

"جاده امروز

تو را به همدان برد

و من دلتنگ نشسته ام"

                                                  (مرثیه ای برای گم گشتگی-علیرضا لبش)

"از همدان تا حالا کبریت روشن کرده ام

از همدان تا حالا غمگینم

از همدان تا حالا کمی نقطه و حرف

لای عطسه هایم گیر کرده است

تا زنی  که در من نشسته را دوست بدارم "

                                                                 (همون کتاب)

 

مرتبط: خیابان مهدیه

/ 17 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
انفرادی

عرض كنم كه... سلام. بنده تاحالا همدان نرفتم. گيومه ميومه هم بيلميرم.آدم مادم و مكان پكان و خاطره ماطره و ماهي پاهي هم. همسر ممسر هم. چاه ماه هم ... والا به قران مجيد....

انفرادی

ميام بريم . من ديگه مي خوام الواط بشم خاطره بازي و اين صوبتا. والا... :)

مسافر

من همدان نرفتم تا حالا ولی از اون جاهایی مه خیلی دوست دارم برم اصفهان هم برای من همین خصلتهایی رو داره که همدان واسه تو هر چند نشد که بعد از فارغ التحصیلی بازم برم تپاونجا نمیدونم هنوز هم میتونه منو به افق های دور ببره یا نه ... چندیست البته با خاطره ها حال نمیکنم همه اون رفت و آمدها و بزرگ شدنها تاثیرش همینیه که الانیم بیشتر فابده نداره بهشون پرداخت من که خیلی وقته تموم خاطره هامو ریختم دور فقط مونده به آلبوم با 300 ، 400 تا عکس از آدمهایی که خیلی هاشون رو از همون موقع به بعد ندیدم در پناه خدا [گل][قلب]

مسافر

نشد عطش جان خیلی کم بودیم نسبت به قبلنا اونم دربست در خدمت مادر محترم بودیم عطش خیلی یادت میکنم مخصوصا حرم که میرم عیدهای در پیش روت یکایک مبارک مخصوصا یکیش منتظر باشی عزیز التماس دعای فراوان در پناه خدا [گل][قلب]

عکس ملایر

همدان شهر سرد سیری بود با نگاه تو گرم و روشن شد این غزل رو پیدا کردید بخونید من ندارمش کار یکی از دختر های همدان بود به حس و حال نوشته تون بیشتر می یاد منم خاطره خوب دارم وهم کلی خاطره بد[نیشخند]

عطش شکن

از همدان تا حالا بغض گیر کرده توی گلویم از همدان تا حالا در گلوی من ابر کوچکی ست از همدان تا حالا میل بارش دارم

احسان

هر جا مرو ترا همه جا جا نمی شود

انسان نماینده خدابرزمین است آیاچنین قابلیتی رادرخودکشف کردهایم آیابهاوارزش باطن خودراکشف کردهایم باشرکت در http://www.oloomebateni.com قدمی درجهت آشکاری درون خودبردارید

انسان نماینده خدابرزمین است آیاچنین قابلیتی رادرخودکشف کردهایم آیابهاوارزش باطن خودراکشف کردهایم باشرکت در http://www.oloomebateni.com قدمی درجهت آشکاری درون خودبردارید