آقای مولوی

گفتی مرا که :"چونی؟"

در روی ما نظر کن ...

 گفتی :"خوشی تو بی ما !"

 زین طعنه ها حذر کن...

 گفتی مرا ـ به خنده ـ :"خوش باد روزگارت!"

 کس بی تو خوش نباشد ،

 رو ، قصه ی دگر کن !

 

مولانا را دوست دارم به خاطر همین طراوت هاش ...

 

 

/ 9 نظر / 9 بازدید
پيچک سر به هوا

سلام و عرض ادب . . . منظورتونو نفهميدم که"راستی واقعیت داشت یا طنز بود ؟"... يعنی چی که طنز بود؟! عجبا !!! . . . جدی بود خانوم ولی از بس جدی بود،آدم می مونه بخنده یا ...

پيچک سر به هوا

این چن پست اخیر رو که نبودمو آپ شده،قدری جای حرف داره که نمی تونم بی خیال ش شمو بگذرم... . . . خط خطی رو که خوندم احساس بدی داشتم...انگار یکی سینه مو بد جور فشار می داد... هوای سینه م سنگین شد نا جور... بلند شدمو قدری قدم زدمو نفس عمیق کشیدم تا جا اومد... . . . . . . .

پيچک سر به هوا

دربارۀ تر ترین،قدری حرف دارم که جای ش این جا نیست... شاید اگر حسو حالی بودو دلو دماغی ،پستی برای ش هوا کردم!

پيچک سر به هوا

درمورد طرب مولوی و ابتلای امثال من به او،همین قدر کفایت می کند که نیازی از نیازهای مان را رفع می کند مولوی. . . . رفع الله قدره

ehsan

خواندم

يونس

اشك از مژگان من آويخته بانفسهايم غمي آميخته ايستاده مهدي صاحب زمان پاي آن گلدسته هاي ريخته

اعظم ایرانشاهی

به پیچک : دو سه ماه پیش دانشگاه تهران نکوداشت همسران جانباز بود ، یکی از همان خانم ها که همسرش جانباز اعصاب و روان بود خط خطی را تعریف کرد.من فقط گفته او را نوشتم ،همین ! همین طوری دقیقاً!من فقط

اعظم

فقط نوشتم آن چه او گفت.