فريب ما مخور آقا ! دروغ می گوييم

سلام!

تو هم احساس می كنی كه دنيا بوی محرم  گرفته است؟

احساس می كنی مردمان سياه پوش سينه زن را كه كوچه باز كرده اند ميان دنيا ؟

احساس می كنی كه عطر آن سر از همه چيز می تراود؟

احساس می كنی سری روی نيزه می رود؟

احساس می كنی بوی چادرهای سوخته را؟

تو هم احساس می كنی ؟!

می ترسم چيزی نمانده باشد تا عصر...

آن وقت ما در راه برگشت كاروان را خواهيم ديد كه به اسيری می روند دوباره!

آن وقت يك زيارت عاشورای تازه بايد خلق شود و بماند برای قرن های بعد...

آن وقت دوباره بايد بخوانيم يا ليتنا كنا معك ...و احتياط كنيم  مبادا روزه مان را باطل كند بس كه ناراست است .

با من بگو كجای حادثه ايم ما ؟

كجائيم كه اين چنين بهت به بندمان كشيده و ساكت مان  كرده ؟

 تا كاروان از شهر ما نيزبگذرد ،  صدقه شان دهيم و آنها دل آزرده بگويند :

ما همان خاندان پيامبريم ...

وای اگر قصه ما عبرت تاريخ شود...

 

                                         دهان قلمم تلخ است و نمی گردد برای نوشتن باقی بهارت ...

 

/ 13 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بانو

سلام...دلم گرفته بود..گرفته تر شد...

حضورناپديد

..ياليتنا کنا ترابا..

دعا كن كه دعا معادله ها را به هم زدن مي تواند كيميا دارد كه تبديلش كند گركه جوي خون بود نيلش كند

شمس

حالا گذشته ها گذشته عليرضا قزوه حالا گذشته ها گذشته و رفته ها رفته اند و نام جمهوری کافی ست وگرنه من می دانستم در فرهنگ ما هميشه دين بعد از دنيا می آيد گناه هيچ کسی نيست گناه از کسی ست که آمد و گفت : اقرا گناه از حسين (ع) بود در ميان آن همه کوفه گناه از نهج البلاغه ي علی ست وگرنه من می دانستم که ياوران علی (ع) همين ديندارانند که نام دخترانشان دنياست وگرنه من می دانستم اسلام فقط به درد کسانی خواهد خورد که اسب بازی شان را مي خواهند حالا گذشته ها گذشته و رفته ها رفته اند و پيرمرد ـ چشم و چراغ ما ـ حالا فقط به دسته گل مقامات خارجی نگاه می کند با درد گناه از بچه های تخس نبود که از ریش پدرانشان بالا رفتند گناه از معاویه ها نبود و از طلحه ها و زبیرها گناه از ابوذر بود و از کسی که در کتاب جغرافیا به اشتباه نوشت: ربذه حالا گذشته ها گذشته و رفته ها رفته اند

علی

سلام اولا بايد اينجا چون يه مقدار خصوصی تره از شما معذرت خواهی کنم اگر در نسل ۳ يه مقدار تند رفتم و شما با بزرگواريتون .... بگذريم دوما نمی دونم در مورد اين متن چی بايد بگم فقط ارزو می کنم که هيچ وقت قصه تاريخ اون جور تکرار نشه که ان وقت وای برما ... در ضمن از اينکه دعوتم کرديد ممنونم با اجازه شما لينک شما رو اضافه کنم

fati

يكي بگه تشكر بسيج دانشجويي بابت چي بوده !!!؟؟

مریم به حقیقت رسیده

ذهنم خسته تر از آن است که بخواهد در مورد نوشته هایی که به خاطر "واقعی بودنشان"تلخند نظر دهد. و فکر می کنم این خستگی ناشی از دل بستن به دنیایی باشد که هیچ چیزش واقعی نیست.

جواد

به واقع به نوعی تاريخ در حال تکرار است که ‌ « کل یوم عاشورا؛ کل ارض کربلا»....

تو را بخدا بس کنيد چرا وقتی يکی يه حرف بيجا می زنه ما بايد انقدر دونبالش را بگيريم