از عاشقانه های نجیب

گفت چه خوب که این کتاب را دیدید و اقدام به معرفی اش کردید. گفتم خب مخاطب هوشیار است خانوم. غافلگیرانه گفت بوس به مخاطب! بعد خندید که این را یک وقت نیاوری توی مصاحبه.

در گفتگو با شاعرها حظی است که گاه گاهی بد نیست نصیب آدم بشود. گپ و گفت با این خانوم شاعر هم قشنگ بود. 

متنش اول بار اینجا و بعد اینجا منتشر شد.

/ 6 نظر / 51 بازدید
قاصدک بارون

ولی عکسش متناسب با حوزوی بودن شاعران نبودها... اینا چرا حواسشون نیست؟

مریم

نزد طبیب رفتم و درمان،تو را نوشت یک کربلا مرا ببری خوب می شوم...

مریم

خیلی هم عکسش متناسب بود مگه فقط باید سیاه باشن حوزوی ها :-( خیلی هم خوشگل و ژیگوله!

گیومه

سلام خسته نباشید. خواندم. ممنونم اما آخه این کجاش نجیب بود: کینه‌ات هرشب/ کنار تو می‌خوابد/ لب بر لب‌هایت می‌نهد توی محیط ما سرودن از این چیزها، هنوز دلیل نجابت نشده

قاصدک بارون

منظورم چادر مشکی نبود اصلا. وجه دیگه ای منظورم بود

نجوا

چه قدر شاعران زن خوب دارن فعالیت میکنن و بعضا بعضی شعرهاشون رو خوب میفهمم و دوست دارم. . ولی منم موافقم با قاصدک بارون از لحاظ عکس. و البته خود همین شعرها هم تصویر تازه تر و متفاوت تری میده که مثلا از حوزوی انتظار چنان شعری نیست!