خواهری که ندارم

دم دمه های نوروز که می شود یادم می افتد که بد نبود یک خواهری هم داشتم ها!خواهری که به بی دست و پایی و درگیری خودم نباشد و بتواند کمک هایی را که من در حق مامان نمی کنم او بکند،یا مثلاً وقتی مهمان دارم زودتر از همه بیاید کمکم و هی چشمش نچرخد این ور و آن ور خانه که چی دارم و چی ندارم و چه جوری زندگی می کنم و چه جوری زندگی نمی کنم.

یا مهمتر از این ها وقتی حرف هایی توی گلویم قلمبه مانده و گوش امن و مطمئن و آشنا ندارم برای گفتنش برای او شاید می شد گفت.

خدا هم یک چیزی می دانست شاید ...

/ 12 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نجوا

و من خواهري دارم. گوشش را پر ميكنم از حرفهايم. كارهايم را به شانهاش مياندازم. هيچ برايش ندارم. اما همين قدر بودنش براي من دنيايي ست. گاه فكر ميكنم نبودنم بهتر از بودنم است. گاه فكر ميكنم شايد آرزو كند كه خواهري نداشت. خواهري كه بيشتر اسباب دردسر است. دست و پاگيرم. شايد اگر نبودم بيشتر سود مي‏برد. نميدانم! خواهري داشتم كه قبل از آمدنم رفت. گاه فكر ميكنم كاش او بود. به جاي من و يا حتي جاي خود. نميدانم! مي بيني! حكمت‏هايش را نميشود فهميد! حداقل به اين راحتي‏ها، نه!

نتيجه غير اخلاقي كه از اين چند يادداشت اخير مي گيريم اين است كه سركار عليه حرفهايي دارند كه مانده توي گلويشان از زور بي مخاطبي.عيدي يك چند جفت گوش بفرستيم خدمت؟[نیشخند]

مريم

" ما هم که نَمی بینیم،فقط صَدایش را می شنویم"!

مرجان

سلام داستانک زیبایی بود خسته نباشی

خیس باران

من نفهمیدم خواهر میخواهی یا گوش؟! همیشه آرزوهایت را کامل بگو گوش کر زیاد داریم[شوخی]

خیس باران

سال نو مبارک[گل]

من سه تا خواهر دارم. هر سه تایشان خانه‌ی شوهر هستند. آن انتظاراتی که از خواهر داری نیز توسطشان بر آورده نمی‌شود. پس لطفاً برای نیاز‌هایت راهکار ارائه نکن فقط برای خدا بیان کن راهکارش را بسپار به خودش.

قاصدک

دو تا دوست دارم که هر دو تک دخترند و بدون خواهر. یکبار برای خودم گفتم:فلانی!خواهری کن واسه ی این دوتا...زمانه دورمان کرد از هم. خواهر هیچ کدامشان نشدم...با تلفن و پیامک که نمی شود خواهری کرد. مخصوصا اگر آدم خودش توی این دنیا ول باشد....[ناراحت]

مهدي رنجبر

سلام. خدا هم يك چيزي مي دونست "شايد"؟![عینک]

عبور

دم نقدا تبریک سال نو را از ما پذیرا باش .خواهری کن خواهر زیاد پیدا خواهد شد.