تو در جان منی ، من غم ندارم  

صبوریم ما،

عادت کرده ایم که صبور باشیم ...

حیف که نمی شود به جای بمب و جهل و تعصب بگذاریم "گل محمدی" وگرنه حتماً از دیروز تا حالا گذاشته بودیم !!

دی روز که زهرا پیام زد (حرمت اهل خدا را شکستند ...هتک حرمت به حرم تسلیت ...)اولش خندیدم ، گفتم زهرا پیام یک و سال و خرده ای پیش را برای چی دوباره فرستاده !

بعد گشتی در خبرها زدم و ...

تو گفتی :

"سنگ بدگوهر اگر کاسه زرین بشکست                       

قدر آن سنگ نیفزاید و زر کم نشود "

و من مبهوتم ...

صدایی، فریادی ، اعتراضی ، قدمی ...

عادت کرده ایم ،

به یک صبوری بی خود عادت کرده ایم...

/ 5 نظر / 6 بازدید
هاجر

راست می گويی و فقط این موضوع نیست خیلی موارد دیگر جای اعتراض دارد و ما منفعلیم و به محکوم کردن های حکومت اگر سیاست اقتضا کند دل خوش می کنیم. اين عادت بد باعث شده نه در مسايل خارجی و نه در مسائل داخلی که جای نقد و اعتراض دارد عکس العمل مناسبی نشان بدهيم.

ehsan

خواندم

شيوا

من فکر می‌کنم مهم‌ترين کاری که بايد بکنيم، حفظ خونسردی‌ست. منظورم اصلا اين نيست که قدمی برنداريم، شيعه بودن چه‌قدر سخته!

نرگس

اعظم جان من خيلی بي خبرم خبر چی؟

حضورناپديد

خبر آمد خبری در راه است