تازه به تازه،نو به نو

این منی که منم،حتا هفتادساله هم شده باشم،عینک قاب مشکی زمخت هم به چشمم باشد و برف بیاید -اگر آن سالها برفی به کار باشد- و من پشت پنجره روی این صندلی های یویو نشسته باشم و با کاموای موهر برای نوه هایم شال و کلاه ببافم و بوی شلغم پخته پیچیده باشد توی خانه و...،آن وقت هم باورم نمی شود تو برایم شده باشی یکی مثل همه،عادی شده باشی ،این همه هیجان و تازه گی که در تو برای من هست ته کشیده باشد...

/ 11 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهرنوش

چه امید زیبایی...کاش من هم امید و آرزو و رویا برایم مانده باشد.

محبوبه

منم عین این فکر و بارها با خودم مرور کردم منم به همین نتیجه رسیدم...

برای خاطر آیه ها

عشقتان سال‌ها بجوشد و جاری باشد الهی! تازه به تازه, نو به نو ... [گل]

راهی

تا كه اسير و عاشق آن صنم چو جان شدم اين دل من شده است غم وانچه بگفت آن شده است گفت چرا نهان كني عشق مرا گر عاشقي من ز براي اين سفر شهره عاشقان شدم اين همه ناله هاي من عجز من همه از اوست كز مي لبش بيدل و بي زبان شدم بسته دلم به موي تو تازه به تازه نو به نو بوسه زنم به روي تو تازه به تازه نو به نو اینم حکایت عشق شما در هفتاد سالگی[چشمک]

جواد

وجود نازنینت چشمه ایست بی بدیل در دل این کویر.سرمست از عطر حضور توام. همسرت

مسافر

خیلی جالب بود شکستی در ذهنم آنچه شکل گرفته بود از زندگیت ... البته اگر از نوع مشترکش یاشد .... خدایی باشد دوست داشتنهایت در پناه خدا [گل][قلب]

مسافر

از کامنت قبل از خودم مشعوف شدم گوارای وجودتان عشق الهی [قلب]

قاصدک بارون

چه قدر قشنگ... یه ننه ی نقلی لپ قرمزی...روی صندلی یویو.....راستی بلدی بافتنی ببافی؟ضایع نکنی جلوی نوه ها! همین ورام.اینترنت خسته م کرده. فکر نمی کنم تا بعد از عید بیام. سرم شلوغه مثل مادری که میخواد پسرشو داماد کنه! البته حس این مادره سخت تر از منه. عید نوروز می دونم که حال تو هم مثل منه...مثل همون وقتا که میشستیم و می گفتیم که چقدر فلان و بهمانه!حالا از همه ی این حرفا گذشته اون کامنت عشقولانه رو عشقه....

ehsan

خواندم.

ضحی

" از تو دور افتاده ام دو ...