به عهدهای دلم وفا نکرده ام،حلال کن

با مهربانی گفتی،

گفتی هم "شمایی که ایمان آورده اید!"

یعنی که هنوز قبول مان داری در زمره ایمان آورندگان

بعد تشر  رفتی،

که "خیانت نکنید به خدا و فرستاده اش"

بعد شرم ساری مان را خواندی و کاملش کردی،

"و به امانت های خودتان هم خیانت نکنید"

 بعد ما طبق معمول خودمان را زدیم به کوری،

به کری،نخاله بازی درآوردیم که :"امانت چی؟امانت کی؟"

گفتی :

"خودتان می دانید."

و این "خودتان می دانید" عمری ست رهای مان نکرده است...

 

 

پی نوشت:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَ تَخُونُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُواْ أَمَانَاتِکُمْ  وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ (سوره انفال،آیه 27)

 

/ 16 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
انفرادی

[لبخند] هومم... لطیف بود.. فزونتر باد! راجع به پست قبل هم من نفهمیدم اصلا چی شد.. مسابقه‌ی دیشب و اینها... بعد یک چیزی, جریان این هیئت چیه راه انداختین وسط وبلاگستان؟ منم بازی...

زهرا

عیدت مبارک اعظم جونم...راستی تو هم حرا رفتی و میدونی چه عالمی داره اونجا...دلم برای پیامبرم یهویی تنگ شد...

محبوبه

از اول میدانست آن مهربان که حتی از پس امانتهای خودمان هم بر نمی آییم و گه گه به مصلحت هم که شده اشکالی برای خیانت نمی بینیم !چه رسد امانت های الهی چه رسد بار امانت روز الست کوری وکری و نخاله بازی را اما همه مان خوب بلدیم کاش همیشه با همان مهربانی به غفلتهای احمقانه مان نگاه کند

نسیم

خیلی لطیف بود. خیلی. این متن خا یک جورهایی آدم را پریشان می کند. یا نه، اعصاب آدم را خرد می کند.

رها

دل بردی از ما ..

رها

ایام مبارکت بانو [گل]

انفرادی

ها... فهمیدم بالاخره! مسابقه رو میگم! چه قشنگ نوشته بودی پس...

الهه

امیدوارم تا ابد حادثه های دم به دم از عطشت نکنه کم...